نهم : عدول كردن از ايتمام به امامت ، و اين در صورتى است كه مأموم باشد ، يعنى اقتدا به امامى كرده باشد و در اثناى نماز ، پيش نماز را عذرى عارض شود كه نتواند نماز كرد ، مثل اين كه بينى او خون شود و آن كس را نايب خود كند و او را پيش بدارد كه امامت مردم را بكند ؛ كه در اين صورت جايز است كه آن شخص نقل نيّت از مأموميّت به امامت كند .
دهم : عدول كردن از اقتدا كردن به پيش نمازى ، به اقتدا كردن به پيش نمازى ديگر ؛ و اين در وقتى است كه مثلا زيد اقتدا به عمرو پيش نماز كرده باشد و عمرو را عذرى به هم رسد كه نتواند امامت نمود و خالد را نايب خود كند و او را مقدّم بدارد كه مردم به او اقتدا كنند . در اين صورت جايز است كه زيد و ساير مأمومين از اقتدا كردن به عمرو عدول كنند به اقتدا نمودن به خالد ، يعنى در دل بگذرانند كه اقتدا مىكنم به خالد .
سيم : [ تكبيرة الاحرام ]
از واجبات نماز تكبيرة الاحرام است كه عبارت است از گفتن « اللّه اكبر » بعد از نيّت . و آن ركن است كه به ترك آن عمدا و سهوا نماز باطل مىشود . و همچنين زيادتى آن عمدا و سهوا باعث بطلان نماز است . پس اگر كسى يك تكبيرة الاحرام بگويد و داخل نماز شود ، اگر نوبت ديگر تكبير احرام بگويد ، نماز او باطل مىشود . پس اگر نوبت سيم تكبير احرام بگويد ، باز نماز منعقد مىشود و صحيح خواهد بود به شرطى كه تكبير سيم مقارن نيّت شود ، يعنى پيش از آن ، نيّت كند و بلافاصله تكبير بگويد .
و در تكبيرة الاحرام امورى چند واجب است و امورى چند مستحب است ؛
اما واجبات آن چند امر است :
اول : آن كه به لفظ عربى ، هم چنان كه از شارع رسيده است بگويد ؛ يعنى بگويد :
« اللّه اكبر » . پس اگر معناى آن را به فارسى يا لغتى ديگر غير عربى بگويد ، نماز او باطل است . و واجب است كه ترتيب را مراعات كند ، يعنى لفظ « اللّه » را بر لفظ « اكبر » مقدّم