موضع باشد كه مسافر در آنجا مخيّر است ميانهء قصر و اتمام ، بايد يك كدام از قصر يا اتمام را در نيّت تعيين كند . « 1 »
و همچنين اگر نماز ظهر مثلا از او فوت شده باشد و نداند كه آن نماز از او در حضر فوت شده يا در سفر و خواهد آن را قضا كند ، بايد دو نماز كند : يكى دو ركعتى كه در نيّت آن قصد قصر كند ، و يكى چهار ركعتى كه در آن قصد اتمام كند .
و در نمازهاى نافله بايد قصد سبب آن نافله كه مىكند بكند ؛ مثل اين كه قصد كند كه نماز استسقا مىكنم يا نماز نافله عصر يا ظهر مىكنم يا نماز روز عيد غدير مىكنم .
و همچنين بايد نيّت ، مقارن تكبيرة الاحرام باشد ؛ يعنى آخر نيّت متصل به اول تكبيرة الاحرام باشد .
و واجب است كه تا آخر نماز بر حكم نيّت باقى باشد . پس اگر در اثناى نماز ، نيّت قطع نماز بر سبيل جزم كند يا نيّت ريا كند ، نماز او باطل مىشود .
و اگر در اثناى نماز قصد فعل منافى نماز كند در حال ، بر سبيل جزم ، اما آن منافى ، را به عمل نياورد ، مثل اين كه قصد كند بر سبيل جزم كه تكلّم كند يا از قبله منحرف شود يا اخراج ريح يا بول يا غايط كند يا انزال منى كند ، مشهور آن است كه اگر آن منافى بر سبيل جزم ، واقع نشود ، نماز او باطل نمىشود . و ظاهر بطلان است ؛ هم چنان كه بعضى « 2 » تصريح كردهاند . « 3 »
و اگر بر سبيل جزم ، قصد كند كه بعد از اين ، نماز را قطع كند و از آن بيرون رود ، هم چنان كه در ركعت اول بر سبيل جزم قصد كند كه در ركعت دوم ، از نماز بيرون رود يا قصد كند بر سبيل جزم كه بعد از اين ، منافى را به عمل آورد ، باز مشهور عدم بطلان نماز است . و اظهر بطلان است .
هامش
( 1 ) . اقوى آن است كه در هيچ يك از مواضع اربعه نيز تعيين قصر و اتمام ضرور نيست ، و همچنين در نماز قضايى كه نداند در حضر فوت شده يا در سفر . و خود نيز « قدس اللّه روحه » در كتاب « معتمد » و « تلخيص » چنين اختيار فرمودهاند . ( احمد )
( 2 ) . الخلاف 1 : 307 ، مسألهء 54 .
( 3 ) . در نسخهء « الف » : « جمعى تصريح نمودهاند » .