و اگر از مطلق پهلو خوابانيدن عاجز باشد ، بر پشت مىخوابد ، به نحوى كه باطن پاهاى او به جانب قبله باشد ؛ هم چنان كه محتضر را مىخوابانند و از براى ركوع و سجود ، ايماء و اشاره مىكند .
و در حالات مذكوره كه از براى ركوع و سجود اشاره مىكند ، بايد به سر اشاره كند و بايد فرود آوردن سر از براى سجود بيشتر باشد از فرود آوردن آن از براى ركوع .
و مستحب است كه در وقت اشاره از براى سجود ، هرگاه ممكن باشد ، پيشانى خود را بر چيزى گذارد كه سجود بر آن صحيح است ؛ و بعضى « 1 » اين را واجب دانستهاند . و جواز اشاره از براى سجود در صورتى است كه نتواند پيشانى خود را برساند به چيزى كه از زمين مرتفع باشد ، چون پشتى و امثال آن . و اگر اين ممكن باشد ، بايد به روى آن چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد و بر آن سجده كند .
و اگر كسى از ايماء كردن به سر عاجز باشد ، بايد ايماء به چشمها كند ؛ به اين طريق كه به جاى قيام ، چشمها را بگشايد و به جاى ركوع ، چشمها را بر هم گذارد و به جاى سر برداشتن چشمها را بگشايد و به جاى سجود ، چشمها را بر هم بگذارد و به جاى سر برداشتن از سجود ، چشمها را بگشايد . و بايد چشم بر هم گذاردن از براى سجود بيشتر باشد از چشم بر هم گذاردن از براى ركوع تا فرق ميان ركوع و سجود به هم رسد .
و اگر كسى كه ايستاده نماز كند ، در اثناى نماز از ايستادن عاجز شود ، مىنشيند و نماز را تمام مىكند و نماز را از سر نمىگيرد .
و اگر كسى كه از عجز ، نشسته نماز كند و در اثناى نماز قدرت برخاستن به هم رساند ، بايد برخيزد و نماز را ايستاده تمام كند . و همچنين است حكم ، در ما بين نشستن و پهلو خوابيدن و پشت خوابيدن . و اگر كسى از خوابيدن بر پشت هم عاجز باشد و تواند بر رو بخوابد ، بايد رو به قبله بخوابد و نماز كند و ركوع و سجود را به اشاره به عمل آورد ؛ به نحوى كه مذكور شد .
هامش
( 1 ) . ذكرى الشيعة 3 : 272 ؛ روض الجنان : 252 ؛ الموجز الحاوي ( ضمن الرسائل العشر ) : 81 .