شود تا به قدر كر يا بيشتر شود ، پس اگر نجاستى در مجرا يا در حوض باشد ، همهء آن آبها نجس خواهند شد . و اگر علم به نجاست در مجرا و حوض نباشد ، آب حوض پاك و پاككننده خواهد بود ؛ زيرا كه اصل ، عدم نجاست حوض و مجرا است تا علم به نجاست او حاصل شود .
پس هرگاه بعد از آن نجاستى داخل آن شود ، نجس نخواهد شد ، هرگاه به قدر كر باشد ، مگر آن كه تغيّر شود به نجاست . و هرگاه نجاست مجرا يا حوض محتمل باشد ، بهتر از براى اهل ورع و احتياط كه طالب يقين به طهارت مىباشند آن است كه در صورتى كه خواهند از چاه ، حوض را آب كنند ، اول كرّ بگيرند - به نحوى كه مذكور شد - « 1 » و بعد از آن ، پيش از افتادن او از كرّيت ، به تدريج آب از چاه بكشند و داخل آن نمايند .
مسألهء چهارم :
هم چنان كه آب كمتر از كر و غير آن از جامه و ظروف ، به ملاقات نجاست نجس مىشود ، همچنين از ملاقات متنجس نيز نجس مىشود .
و مراد از متنجس ، هر چيزى است كه ملاقات با نجسى كرده باشد و به آن جهت قبول نجاست كرده باشد ؛ مثل آبى كه بول داخل آن شده باشد ، يا شيره [ اى ] كه نجاستى داخل آن شده باشد و امثال آن .
و خلاف بعضى از متأخرين « 2 » كه گفتهاند : « متنجس ، نجسكننده نيست » ، اعتبارى ندارد . پس هرگاه به ظرف يا جامه يا بدن ، آب نجس يا شيرهء نجس برسد ، پاك شدن آن موقوف بر شستن آن به آب خواهد بود و مجرّد ستردن آن به نحو دست يا دستمال و امثال آن در پاك شدن آن كافى نخواهد بود .
مسألهء پنجم :
هرگاه مگس يا زنبور يا مانند آن بر نجاست رطبى بنشيند و از آنجا برخيزد و بر جامه يا به آب قليل يا به چيزى ديگر بنشيند ، حكم به نجاست آن جامه و آب نمىشود ؛ مگر آن كه يقين شود كه نجاست ، به آن مگس يا زنبور رسيده و در وقت
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 33 .
( 2 ) . مفاتيح الشرائع 1 : 75 .