نشستن بر آب و غير آن از چيزهاى مايع ، آن نجاست باقى بوده و در وقت نشستن بر جامه و غير آن از چيزهاى خشك ، به علاوهء باقى بودن نجاست ، رطوبت هم باقى بوده .
مسألهء ششم :
يخ و برف ، مثل آب قليل نيستند كه به مجرّد ملاقات به نجاست ، تمام آنها نجس شود ؛ بلكه حق آن است كه هرگاه ملاقات با نجس كند ، همين موضع ملاقات ، نجس خواهد شد و پاك شدن آن يا به شستن به آب است ، كه بر آن بريزند تا نجاست را زايل كند يا موضع نجاست را قطع كنند يا به آب جارى يا كثير متصل شود ، بعد از آن كه عين نجاست زايل شده باشد .
مسألهء هفتم :
هرگاه آب قليل ، بلند و پست باشد - يعنى بعضى اجزاى آن بالاى بعض اجزاى ديگر باشد - پس اگر اجزاى بالا با نجاست ملاقات كند ، تمام آب نجس مىشود . اما اگر اجزاى اسفل نجس شود ، اجزاى بالا نجس نمىشود ؛ زيرا كه اجماعى است كه نجاست ، از اسفل به اعلا سرايت نمىكند « 1 » . و از اين جهت علما فرق كردهاند ميان ورود آب بر نجس و نجس بر آب ، و گفتهاند كه : آب كه بر نجس وارد شود ، هم چنان كه در ريختن آب از آفتابه و مثل آن بر جامهء نجس و غير آن ، آن نجاست را پاك مىكند و آن چه از آب كه در فوق است و ملاقى نجاست نشده ، نجس نمىشود ؛ و اگر چه متصل باشد با آن جزئى كه ملاقى نجاست است . اما هرگاه نجاست ، وارد بر آب شود ، مثل آن كه قطرهاى از بول يا مثل آن به ظرفى از آب افتد ، آن آب نجس مىشود .
و بنابر فرق مذكور ، هرگاه ته آفتابه سوراخ شده باشد و از آنجا آب به نجاستى متصل شود ، منشأ نجاست آب آفتابه نخواهد شد ، بلكه بر طهارت خود باقى خواهد بود .
هامش
( 1 ) . سرايت نكردن نجاست ، در همه جا از اسفل به اعلا معلوم نيست . يعنى در صورتى كه آب ، جارى بر نجاست باشد ، هم چنان كه آب از آفتابه بريزيد بر جاى نجسى ، در اين صورت آب بالا يقينا نجس نمىشود . اما هرگاه بدون جريان باشد ، ظاهر ، سرايت است . هم چنان كه خود « طاب ثراه » در « معتمد » [ معتمد الشيعة : 47 ] احتمال دادهاند . ( احمد )