شخص آن دست را به آبى فرو برد كه به قدر كر باشد - بىزياده و كم - آن آب بالتمام نجس مىشود و آن دست پاك نمىشود ؛ زيرا كه معلوم است كه قدرى از آن آب ، به رنگ خون تغيير يافته و اين قدر متغيّر ، نجس است بدون خلاف . و بر باقى ، صادق است كه آبى است كمتر از كرّ كه ملاقات به نجاست كرده ، پس آن هم نجس است ؛ لهذا تمام آن آب نجس است .
اما اگر دستى كه به بول نجس شده باشد و بول خشك شده باشد ، به آن فرو برند ، آن دست پاك مىشود و آن آب نجس نمىشود ؛ زيرا كه چيزى از كرّ كم نشده است .
و اگر قطرهء خونى به آبى بيفتد كه زياده از كر باشد و بعضى از آن آب را متغيّر كند ، در اين صورت اگر آن چه تغيّر نيافته به قدر كر باشد ، آن آب پاك است و اگر كمتر از كر باشد ، تمام آن آب نجس است .
و اگر در آبى كه يك كرّ باشد - بىزياده و كم - موى سگى مثلا بيفتد و شخصى به ظرفى آن مو را از روى آب به يكدفعه بردارد ، اندرون آن ظرف با آبى كه داخل آن شده نجس خواهد بود و بيرون آن با آبى كه باقى مانده پاك خواهد بود . و اگر آن مو در آن ظرف نيامده باشد و در آب باقى مانده باشد ، حكم برعكس خواهد بود .
فصل چهارم در حكم آب چاه
بدان كه اقوى و اصح آن است كه آب چاه به مجرّد ملاقات نجاست ، نجس نمىشود ؛ خواه آن آب ، كرّ باشد يا كمتر از كرّ . بلى ، هرگاه نجاستى به آن بيفتد كه رنگ يا طعم يا بوى آن را متغيّر كند ، نجس مىشود . و در اين هنگام ، طريق پاك ساختن آن به اين نحو است كه اين قدر آب از آن بكشند كه تغيّر را بر طرف كند . و چون مجرّد وقوع چيزى از نجاست در چاه ، منشأ نجاست آن نمىشود ، پس آن چه از احاديث رسيده كه از براى هر يك از نجاسات معينه ، فلان عدد دلو بايد كشيد ، نه از جهت پاك كردن چاه