قرائت ، مربع بنشيند و در حال ركوع ، دو زانو بنشيند و در ما بين سجدتين و در وقت تشهّد ، متورّك بنشيند .
و مراد از تربّع - هم چنان كه بعضى « 1 » از فقها گفتهاند - آن است كه رانها و ساقها را نصب كند به نحوى كه اعتماد بر قدمهاى پا باشد نه بر مقعد . و اين نزديكترين انواع نشستن است به ايستادن .
و جمعى از ارباب لغت ، چون صاحب قاموس « 2 » و غيره گفتهاند كه : مراد از تربّع ، خلاف اقعاء است و در تفسير اقعاء ، چند طريق نقل شده است :
اول : آن چه مشهور ميان فقهاست و آن اين است كه باطن انگشتان پا را بر زمين اقعاء گذارد و اليتين ، يعنى مقعده را بر پاشنهء پاها گذارد .
دوم : آن چه اهل لغت گفتهاند ، و آن اين است كه اليتين را بر زمين چسباند و رانها و ساقها را نصب كند و دستها را بر زمين گذارد ؛ هم چنان كه طريقهء نشستن سگ است .
و فرق ميان اقعاء به اين معنا و ميان تربّع به معناى اول آن است كه در تربّع به معناى اول ، اعتماد بر قدمهاست بدون دست گذاشتن بر زمين و در اقعاء به اين معنا ، اعتماد بر مقعده است با دست گذاشتن بر زمين .
سيم : معناى دوم است بدون دست گذاشتن بر زمين ، و اين را بعضى از اهل لغت « 3 » نقل كردهاند .
چهارم : آن است كه از كلام بعضى « 4 » ظاهر مىشود ، و آن اين است كه باطن قدمها را بر زمين گذارد و رانها و ساقها را بلند كند تا نزديكى ذقن و اليتين را از زمين مرتفع سازد كه بر زمين نباشد ؛ به نحوى كه مأموم مسبوق ، تجافى به عمل مىآورد . و فرق
هامش
( 1 ) . مسالك الأفهام 1 : 203 ؛ مجمع الفائدة و البرهان 2 : 192 ؛ كشف اللثام 3 : 402 .
( 2 ) . القاموس المحيط 3 : 38 .
( 3 ) . معجم الوسيط : 324 .
( 4 ) . بحار الأنوار 82 : 193 .