تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
مىآورد . و اگر از مطلق ايستادن عاجز باشد ، نشسته نماز مىكند . و حدّ عجزى كه مقتضى نشستن است آن است كه اصلا قدرت بر ايستادن نداشته باشد . و دانستن آن مستند است به علم آن شخص به حال خود يا به قول طبيب حاذق . و از اسباب عجز آن است كه در ايستادن ، مظنهء تلف باشد يا باعث مشقت بسيار باشد يا سبب زيادتى مرض يا طول آن شود يا در موضعى باشد كه سقف آن كوتاه باشد ، به نحوى كه ايستاده و منحنى نتواند نماز كند . و بعضى « 1 » گفته‌اند كه : حدّ عجز از قيام آن است كه قدرت بر راه رفتن به قدر زمان نماز نداشته باشد . و اين ضعيف است ؛ زيرا كه گاه است قدرت بر راه رفتن ندارد و قدرت بر ايستادن دارد . و كسى كه تواند ايستاده قرائت كند ، اما قادر بر ركوع و سجود نباشد ، بايد ايستاده نماز كند و ركوع و سجود را به اشاره به جا آورد ؛ چه كسى كه نشسته نماز كند ، اگر تواند كه بعد از قرائت حمد و سوره برخيزد و به ركوع رود ، بايد چنان كند . و اظهر آن است كه طمأنينه ، يعنى درنگ كردن در اين برخاستن واجب نيست ، بلكه به مجرد برخاستن مىتواند به ركوع رود . و اگر بر اين هم قدرت نداشته باشد ، نشسته ركوع مىكند . و كيفيت ركوع نشسته آن است كه به قدرى منحنى شود كه روى « 2 » او محاذى زانوهاى او باشد . و بعضى « 3 » گفته‌اند كه : كيفيت آن به اين طريق است كه به قدرى منحنى شود كه نسبت انحناى او به حال راست نشستن او ، چون نسبت انحناى ايستاده باشد در حال ركوع به راست ايستادن او . اين طريق نزديك به طريق اول است . و هرگاه كسى نشسته نماز واجبى يا نماز سنّتى بكند ، مستحب است كه در حال
هامش
( 1 ) . المقنعة : 215 ؛ النهاية : 129 . ( 2 ) . در نسخهء « ج » : « پيشانى او » بجاى « روى او » . ( 3 ) . روض الجنان 2 : 669 ؛ جامع المقاصد 2 : 204 .