فصل چهارم : در مكروهات اذان و اقامه
و آن چند امر است :
اول : حرف زدن « 1 » در اثناى اذان و اقامه .
دوم : سكوت طويل در اثناى اذان و اقامه .
سيم : در حال اذان و اقامه نگاه كردن به جانب راست و چپ .
چهارم : در وقت « 2 » سوار بودن يا راه رفتن ، اذان و اقامه گفتن .
پنجم : ترجيع ، هم چنان كه مذهب سنّيان است ؛ خواه تفسير شود به اين كه تكبير اول اذان را زياده از چهار نوبت و هر يك از شهادتين را زياده از دو نوبت بگويد ، يا تفسير شود به اين كه دو نوبت شهادتين را آهسته بگويد و بعد از آن ، دو نوبت بلند بگويد ، يا تفسير شود به اين كه دو نوبت شهادتين را آهسته بگويد و بعد از آن ، دو نوبت بلند بگويد ، يا تفسير شود به اين كه بعضى از فصول اذان را زيادتر از قدر مقرر بگويد ، يا تفسير شود به اين كه بعضى از فصول اذان را يك نوبت آهسته بگويد و يك نوبت بلند بگويد ، بدون اين كه از قدر مقرر زياد كند .
و كراهت در صورتى است كه تقيّه نباشد يا غرض ، اعلام بعضى از نماز كنندگان نباشد ؛ پس اگر وقت تقيّه باشد يا غرض از تكرير بعضى از فصول زيادتر از قدر مقرر ، اعلام نمودن بعضى از مردمان باشد به حاضر شدن نماز ، كراهتى در آن نيست . و همچنين كراهت در صورتى است كه اعتقاد به مشروعيت آن نداشته باشد ، و اگر چنان داند كه اين عمل مشروع است ، فعل حرام كرده خواهد بود .
ششم : تثويب ، كه عبارت است از گفتن « الصلاة خير من النوم » هم چنان كه مذهب سنّيان است . و كراهت در صورتى كه اعتقاد مشروعيت آن را نداشته باشد و حالت تقيّه هم نباشد ؛ پس گفتن آن با اعتقاد مشروعيت حرام است و در حالت تقيّه جايز ، بلكه مستحب است .
هامش
( 1 ) . كراهت تكلّم در اثناى اقامه اشدّ است . ( احمد )
( 2 ) . كراهت اقامه گفتن در وقت سوارى يا راه رفتن اشدّ است . ( احمد )