ششم : آن كه در اثناى اذان و اقامه سخن نگويد .
هفتم : آن كه اذان را به تأنّى و اقامه را به سرعت گويد .
هشتم : آن كه بر آخر هر فصلى وقف كند ، يعنى در آخر هر فصلى اندكى سكوت كند .
نهم : آن كه در وقت نام بردن حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مؤذن و هر كه نام آن حضرت را بشنود ، صلوات بفرستد .
و بعضى « 1 » بر هر كه نام آن حضرت را بشنود ، فرستادن صلوات را واجب مىدانند ؛ خواه در اذان و خواه در غير آن . و اين قول ، خالى از قوت نيست .
دهم : آن كه در اذان اظهار كند الف را در لفظ « اللّه » و ها را در لفظ « اللّه » و « إله » و « اشهد » ، بلكه هر الف و هايى كه در فصول اذان است [ را ] اظهار كند ، بلكه حركت همزه و هايى كه در آن است نيز اظهار كند . « 2 » و ظاهر آن است كه اين حكم ، شامل اقامه نيز باشد و اگر چه در اخبار « 3 » و كلام اصحاب « 4 » تخصيص به اذان داده شده .
يازدهم : آن كه در وقت اذان ، دو انگشت خود را در گوش خود كند .
دوازدهم : آن كه در ميان اذان و اقامه فاصله دهد به دو ركعت نماز يا به نشستن يا به گفتن « سبحان اللّه » يا « الحمد للّه » يا به يك سجده يا به يك تكلّم كردن .
و در حديثى ضعيف « 5 » ، كراهت تكلّم در ما بين اذان و اقامه رسيده ، ليكن در حديثى موثق « 6 » استحباب آن رسيده و اين اقوى است ، هم چنان كه مشهور است .
هامش
( 1 ) . كنز العرفان 1 : 133 ؛ الحدائق الناضرة 7 : 337 ؛ رياض السالكين 1 : 422 .
( 2 ) . بدان كه آن چه فرمودهاند از سنّت بودن اظهار حركت هر « هايى » كه در اذان است ، مرادهايى است كه در آخر فصل نباشد . و هر هايى كه در آخر فصل باشد ، بهتر وقف بر آن است ، هم چنان كه گذشت ؛ و ليكن بايد « ها » را خوب اظهار كند . ( احمد )
( 3 ) . وسائل الشيعة 5 : 408 - 409 ، باب 15 من أبواب الأذان و الإقامة ، ح 1 - 3 و 6 ، و ص 428 ، باب 24 ، ح 2 .
( 4 ) . ر . ك : الحدائق الناضرة 7 : 408 .
( 5 ) . مستدرك الوسائل 4 : 28 ، باب 9 من أبواب الأذان و الإقامة ، ح 4 .
( 6 ) . وسائل الشيعة 5 : 397 ، باب 11 من أبواب الأذان و الإقامة ، ح 4 .