و همچنين است حكم اگر در اثناى اذان و اقامه حدثى از او سر زند و اگر در اثناى نماز حدثى از او صادر شود ، واجب است كه بعد از طهارت ، نماز را اعاده كند و احتياجى به اعادهء اقامه نيست ؛ مگر اين كه تكلّم كرده باشد .
مسألهء چهاردهم : هرگاه جمعى در يك موضع خواهند نماز كنند ، پس اگر خواهند هر يك نماز خود را به انفراد كند ، جايز است كه هر يك اذان و اقامه بگويند ؛ خواه به يك مرتبه و خواه به ترتيب ؛ يعنى بعد از فارغ شدن يكى ، ديگرى بگويد . و جايز است كه همه به شنيدن اذان يك كدام اكتفا كنند .
و اگر خواهند نماز جماعت كنند ، ظاهر آن است كه اجتماع همه يا چند نفر از ايشان بر اذان گفتن ، مكروه باشد ؛ خواه يكدفعه بگويند يا بر سبيل ترتيب بگويند و خواه ترتيب به اين نحو باشد كه بعد از فارغ شدن يكى از جميع فصول اذان ، ديگرى شروع كند يا بر سبيل تراسل باشد ؛ يعنى بعضى از فصول اذان را يكى بگويد و بعضى را ديگرى .
و بعضى « 1 » ، اجتماع جمعى را بر اذان گفتن مكروه ندانستهاند به هر طريقى كه باشد .
و اظهر كراهت است .
فصل سيم : در مستحبات اذان و اقامه
و آن چند امر است :
اول : آن كه اذان را در اول وقت بگويد .
دوم : آن كه اذان را بلند بگويد .
سيم : آن كه مؤذن « 2 » در وقت اذان و اقامه ، رو به قبله باشد .
چهارم : آن كه با طهارت باشد .
پنجم : آن كه ايستاده باشد .
هامش
( 1 ) . شرائع الإسلام 1 : 67 ؛ قواعد الأحكام 1 : 265 ؛ الدروس الشرعيّة 1 : 164 .
( 2 ) . استحباب استقبال و طهارت و ايستادن در اقامه ، مؤكدتر است . ( احمد )