نماز و روزه نباشد . اما سنّت است كه بعد از دخول صبح ، نوبت ديگر اذان گفته شود .
مسألهء يازدهم : هر كه اذان را بشنود ، سنّت است از براى او كه آن را حكايت كند ؛ يعنى آن چه مؤذّن مىگويد او در پيش خود بگويد ، به شرطى كه در نماز نباشد . و اگر در نماز باشد ، حكايت كردن آن مستحب نيست ، ليكن اگر حكايت كند ، نماز او باطل نمىشود ؛ مگر اين كه يكى از « حيعلات » [ را ] بگويد . و اذانى كه حكايت او سنّت است اذانى است كه مشروع باشد ، پس حكايت اذان كافر و ديوانه و طفل غير مميز و زنى كه صداى او را نامحرم بشنود سنّت نيست .
و سنّت است كه در وقت شنيدن شهادتين از مؤذن بگويد : « أنا أشهد أن لا إله إلّا اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه أكتفي بهما عمّن أبى و جحد و أعين بهما من أقرّ و شهد » .
و نيز سنّت است كه چون اذان صبح را بشنود ، بگويد : « اللهمّ إنّي أسألك بإقبال نهارك و إدبار ليلك و حضور صلواتك و أصوات دعائك أن تتوب عليّ إنّك أنت التوّاب الرحيم » .
مسألهء دوازدهم : چون مؤذن « قد قامت الصلاة » بگويد ، تكلّم كردن مكروه است . و بعضى « 1 » حرام دانستهاند . و اقوى « 2 » كراهت است ؛ ليكن كراهت آن در غايت شدت است . و تكلمكردنى كه متعلّق به نماز است ، چون راست كردن صفوف ، مكروه نيست . و كسى كه بعد از اقامه ، سخن گويد ، سنّت است كه اقامه را از سر گيرد .
مسألهء سيزدهم : هرگاه كسى در اثناى اذان يا اقامه خواب رود يا او را بىهوشى عارض شود ، بعد از بيدار شدن و به هوش آمدن ، سنّت است كه از سر گيرد . و جايز است كه از آنجا كه قطع شده بنا بگذارد و به اتمام رساند ؛ به شرطى كه خواب و بىهوشى اين قدر طول نكشيده باشد كه موالات بر طرف شده باشد . و اگر اين قدر طول كشيده باشد ، بنا گذاردن ، ظاهرا بىصورت است و بايد از سر گيرد .
هامش
( 1 ) . المبسوط 1 : 99 ؛ الوسيلة : 92 .
( 2 ) . احتياط آن است كه بعد از گفتن « قد قامت الصلاة » تكلّم نشود ، خصوص در نماز جماعت ، مگر آن چه را استثنا فرمودهاند . ( احمد )