جماعت باشد كه با وجود اذان و اقامه گفتن او ، ديگر گفتن آن از براى شنوندهء آن مستحب نيست . « 1 »
و ظاهرا در صورت اكتفا كردن به اقامهء تنها ، فرقى نيست ميان اين كه خود ، پيشتر اذان گفته باشد يا اين كه اذانى نگفته باشد و خواهد به اقامهء تنها اكتفا كند . و اگر مؤذن به بعضى فصول اذان يا اقامه اخلال كند ، بايد خود آن را درست بگويد تا ناقص نباشد . و در اكتفا به اقامه كردن ، شرط است كه بعد از شنيدن اقامه ، ديگر تكلّم نكند كه اگر تكلّم كند ، بايد خود اقامه بگويد . هم چنان كه اگر خود هم اقامه بگويد ، بايد كه بعد از آن سخن نگويد ، مگر آن چه متعلّق به تسويهء صفوف باشد در نماز جماعت .
مسألهء ششم : اگر كسى اذان و اقامه را ترك كند و داخل نماز شود ، اگر عمدا آن را ترك كرده باشد ، بايد نماز را تمام كند و نمىتواند نماز را بر هم زند از براى اين كه اذان و اقامه بگويد . و اگر سهوا آن را ترك كرده باشد ، تا داخل ركوع ركعت اول نشده است ، سنّت است كه نماز را قطع كند و اذان و اقامه بگويد و نماز را از سر گيرد . و اگر داخل ركوع ركعت اول شده باشد ، بايد نماز را تمام كند و قطع كردن آن جايز نيست . و در اين تفصيل ، بعضى « 2 » مخالفت كردهاند ، ليكن اشهر و اقوى نحوى است كه مذكور شد .
و ظاهر آن است كه اين حكم ، مخصوص باشد به صورتى كه اذان و اقامه هر دو را نگفته باشد يا اقامه را نگفته باشد ، و اگر چه اذان را گفته باشد . اما هرگاه اقامه را گفته باشد و همين اذان را ترك كرده باشد ، نمىتواند نماز را قطع كرد ، بلكه بايد آن را تمام كند .
و بعضى « 3 » گفتهاند كه : در اين صورت هم قطع جايز است .
مسألهء هفتم : اگر كسى مسافر باشد يا عذرى داشته باشد كه مقتضى تعجيل باشد ،
هامش
( 1 ) . به شرطى كه شنوندگان از جملهء مأمومين باشند كه اگر از جملهء مأمومين نباشند ، باز از براى ايشان مستحب است ؛ اگر چه مىتوانند ترك نمود ؛ هم چنان كه در مسألهء سابقه اشاره بدان شد . ( احمد )
( 2 ) . النهاية : 65 ؛ السرائر 1 : 209 .
( 3 ) . شرائع الإسلام 1 : 65 ، التلخيص ( ضمن سلسلة الينابيع الفقهيّة ) 27 : 561 ؛ مسالك الأفهام 1 : 185 .