تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
صفوف متفرق نشده باشند و خواهد نماز كند به انفراد يا به جماعت ، اذان و اقامه از او ساقط است . و ظاهر آن است كه در سقوط ، شرط باشد كه همهء صفوف باقى باشد يا قدرى باقى باشد كه عرفا عدم تفرق صادق آيد و تفرق صادق نيايد . پس باقى بودن يك نفر يا دو نفر كافى نيست و اگر چه مشغول تعقيب باشند . و بعضى « 1 » ، باقى بودن بعض را و اگر چه يك نفر باشد كافى دانسته‌اند . و نيز در سقوط شرط است كه صفوف باقى ، مشغول تعقيب باشند ؛ پس اگر از تعقيب فارغ شده باشند و به جهت امرى ديگر از يكديگر متفرق نشده باشند ، كافى نيست . و اقرب آن است كه اين حكم ، مخصوص مسجد باشد ؛ پس اگر در موضعى ديگر نماز جماعت گذارده شود و صفوف ، متفرق نشده باشد كه ديگرى به اين موضع آيد و مىخواهد نماز كند ، اذان و اقامه از او ساقط نيست . و ظاهر آن است كه موافقت در نمازى كه به جماعت شده و نماز آن كه داخل شده و مىخواهد به جا آورد لازم نباشد . پس اگر نمازى كه به جماعت شده نماز عصر باشد و آن كه داخل شده خواهد نماز ظهر كند ، باز اذان و اقامه از او ساقط است . و همچنين موافقت آن دو نماز در ادا و قضا و در وقت لازم نيست ؛ پس اگر نمازى كه به جماعت شده نماز ادايى ظهر باشد و آن كه داخل شده خواهد نماز مغرب و عشا را قضا كند ، باز اذان و اقامه از او ساقط است . و ظاهر آن است كه حكم مذكور ، مخصوص نباشد به كسى كه داخل مسجد شود در حالت بقاء صفوف ، بلكه شامل است كسى را كه در مسجد بوده و داخل در جماعت نشده و در اثناى نماز جماعت يا بعد از تمام شدن آن و باقى بودن صفوف خواهد نماز كند ، يا داخل جماعت بوده و با امام ، نماز جماعت گذارده و بعد از تمام شدن جماعت و باقى بودن صفوف خواهد نماز قضا كند ، يا مثلا نماز ظهر خود را با عصر امام دريافته باشد و خواهد نماز عصر را ادا كند .
هامش
( 1 ) . الموجز الحاوي ( ضمن الرسائل العشر ) : 71 ؛ غاية المرام 1 : 142 ؛ مسالك الأفهام 1 : 184 .
تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 345 | ملا محمد مهدي النراقي