است ، همين كه از دست مسلمان گرفته شود ، استعمال آن در نماز جايز است .
مسألهء دوم : جايز نيست نماز در پوست و موى سمور و روباه و خرگوش . و قول به جواز ضعيف است .
و همچنين جايز نيست نماز در جامهاى كه به آن ، موى روباه يا خرگوش مخلوط باشد ؛ يعنى آن را از موهاى آنها و موى خز مثلا ، با هم ساخته باشند يا از موهاى آنها و موى حيوانى حلال گوشت ساخته باشند .
مسألهء سيم : جايز نيست « 1 » نماز در بند زير جامه و كلاهى كه از پوست و موى حيوانى حرام گوشت ساخته باشند ؛ خواه روباه و خرگوش باشد يا غير آن ، به غير از پوست و موى خز و سنجاب كه با آن موى حيوان حرام گوشتى ديگر مخلوط نباشد .
مسألهء چهارم : اظهر آن است كه جايز نبودن نماز در پشم و مو و كرك و پر حيوان حرام گوشت ، مخصوص است به صورتى كه آنها لباس يا جزء لباس شده باشند . پس اگر جزء لباس نشده باشند ، چون موهايى كه بر جامه افتاده باشد يا بر بدن چسبيده باشد ، نماز با آن جايز است .
و همچنين با هر فضله از فضلات حيوان ديگر حرام گوشت كه نجس نباشد ، نماز جايز است و اگر در وقت نماز با آدمى باشد مانعى ندارد ؛ خواه آن حيوان ، نفس سائله ، يعنى خون جهنده داشته باشد يا نه . پس هرگاه در جامهء آدمى موى انسان يا گربه باشد ، يا با او قرمز يا موم يا عسل يا ابريشم باشد ، يا با او چاقويى باشد كه دستهء آن از « كشف » باشد كه پوست لاك پشت است ، يا با او استخوان فيل يا شير ماهى باشد ، يا با او شاخ دهنه باشد كه بر آن پوست سوسمار باشد ، مىتواند با آنها نماز كند .
و بعضى « 2 » گفتهاند كه : از مطلق فضلات حيوانات حرام گوشت اجتناب لازم است ؛
هامش
( 1 ) . دور نيست قول به كراهت در بند زير جامه و كلاه و جوراب ، هرگاه از پوست يا موى حيوان حرام گوشت باشد ؛ هم چنان كه خود ، « طاب ثراه » در « معتمد » اختيار فرمودهاند . ليكن اجتناب احوط است .
( احمد )
( 2 ) . كشف اللثام 3 : 211 ؛ الحدائق الناضرة 7 : 84 .