فراموشى و سهو باشد يا از راه جهل به مسأله باشد .
مسألهء پنجم : بعضى « 1 » گفتهاند كه : برهنه بايد نماز را تأخير كند تا آخر وقت .
و بعضى « 2 » گفتهاند كه : تأخير لازم نيست و در وسعت وقت مىتواند نماز كند . و ظاهر آن است كه اگر مظنهء هم رسيدن ساتر داشته باشد ، تأخير لازم است و الّا فلا .
مسألهء ششم : هرگاه كسى برهنه باشد
و خريدن لباس به قيمت واقعى ممكن باشد ، واجب است بخرد . و همچنين اگر به زيادتر از قيمت واقعى ممكن باشد ، لازم است بخرد ؛ به شرطى كه باعث ضرر معتد به او نشود . و اگر جامه به عنوان عاريه يا هبه از براى او ميسر باشد ، واجب است كه قبول كند .
مسألهء هفتم : اگر از راه نسيان و فراموشى ، عورت نپوشيده نماز كند
، نماز او صحيح است . و اگر در اثناى نماز به خاطرش آيد كه عورت را نپوشيده ، پس اگر تواند كه آن را بپوشاند بدون آن كه فعل منافى چون فعل كثير و پشت كردن به قبله به عمل آيد ، واجب است كه بپوشاند . و اگر موقوف بر فعل منافى باشد ، بعضى « 3 » گفتهاند كه :
اگر در وسعت وقت باشد ، يعنى ممكن باشد كه بعد از قطع نماز و پوشانيدن عورت ، نماز را از سر گيرد و آن را در وقت دريابد اگر چه به يك ركعت باشد بايد چنان كند . و اگر وقت به نحوى تنگ باشد كه اين ممكن نباشد ، بايد نماز را تمام كند و نماز او صحيح است . و ظاهر آن است كه مطلقا بايد نماز را تمام كند ؛ خواه وقت ، وسعت داشته باشد يا نه ، و بر هم زدن نماز از جهت پوشيدن عورت جايز نيست و چون نپوشيدن عورت از جهت فراموشى شده ضرر ندارد .
و همچنين است حكم اگر در اثناى نماز ، بدون عمد ، عورت مكشوف شود يا ابتدا به جهت عدم قدرت بر ساتر ، برهنه داخل نماز شود و در اثناى نماز ، ساتر به هم رسد .
مسألهء هشتم : اگر به غير از جامهء ابريشمى جامهاى ديگر نيابد
، واجب است كه
هامش
( 1 ) . جمل العلم و العمل 2 : 49 ؛ المراسم : 76 ؛ المعتبر 2 : 108 .
( 2 ) . النهاية : 130 ؛ مختلف الشيعة 2 : 117 ، مسألهء 59 .
( 3 ) . تذكرة الفقهاء 2 : 457 مسألهء 114 ؛ مدارك الأحكام 3 : 197 .