نيست . و بعضى « 1 » قضا را ( در خارج وقت هم ) « 2 » لازم دانستهاند ، و اين احوط است .
و اگر در اثناى نماز معلوم شود كه از قبله منحرف است ، پس اگر به حدّ مشرق يا مغرب نرسيده باشد به جانب قبله رو مىكند و نمازش صحيح است . و اگر به حدّ مشرق يا مغرب رسيده باشد ، خواه از اين گذشته باشد يا نه ، نماز را از سر مىگيرد .
مگر اين كه معلوم شدن خطا در تنگى وقت باشد كه اگر نماز را از سر گيرد آن را در وقت درنيابد ، كه در اين صورت جمعى « 3 » تصريح كردهاند كه بايد به جانب قبله بگردد و نماز را تمام كند و بر او قضايى لازم نيست .
و مخفى نماناد كه بعضى « 4 » گفتهاند كه : كسى كه از راه فراموشى يا جهل به مسأله رو به سمتى نماز كند و بعد بر او معلوم شود كه خطا كرده ، در حكم ، مثل كسى است كه به جهت ظن يا تنگى وقت رو به جهتى نماز كند و بعد معلوم شود كه خطا كرده .
و بعضى « 5 » گفتهاند كه : بر ايشان اعاده در وقت و قضا در خارج وقت ، مطلقا لازم است ؛ زيرا كه تقصير كردهاند . و ظاهر در ناسى قول اول است ، اما در جاهل فى الجمله ترديدى هست . « 6 »
مسألهء چهاردهم : هرگاه كسى از براى نماز اجتهاد در قبله كند
و ظن به آن تحصيل كند و نماز كند ، در ساير نمازها نيز بايد بنا را بر آن گذارد و نماز كند و احتياج به اجتهاد تازه نيست ؛ مگر اين كه از براى او شكى به هم رسد كه در اين صورت بايد اجتهاد تازه بكند .
مسألهء پانزدهم : بعد از اين كه به علامات مقرره يا به اجتهاد ، قبله معيّن شود ،
هامش
( 1 ) . المقنعة : 97 ؛ المبسوط 1 : 80 ؛ النهاية : 64 ؛ و ر . ك : مستند الشيعة 4 : 211 .
( 2 ) . در نسخهء « الف » موجود نيست .
( 3 ) . ذكرى الشيعة 3 : 181 ؛ مسالك الأفهام 1 : 23 ؛ مدارك الأحكام 3 : 154 .
( 4 ) . المقنعة : 97 ؛ المبسوط 1 : 80 .
( 5 ) . مختلف الشيعة 2 : 89 ، مسألهء 33 ؛ مدارك الأحكام 3 : 153 .
( 6 ) . بدان كه جاهل به مسأله هرگاه به نحوى باشد كه اصلا و مطلقا خلاف را احتمال ندهد و به خاطر او خطور نكند ، قضا بر او لازم نيست . ( احمد )