تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
وقت ، تقليد ديگرى نمىتواند كرد . و بعضى « 1 » گفته‌اند : جايز است تقليد عدل عارف كند . و اين بعيد نيست . خصوصا هرگاه ظنّى كه از قول او حاصل شود اقوى از ظنّى باشد كه از اجتهاد خودش به هم رسد .

مسألهء ششم : نابينا و عامى كه متمكن از اجتهاد قبله به امارات نباشد

و كسى كه مطلع بر علامات قبله باشد ، اما به جهت مانعى چون ابر و مانند آن اجتهاد نتواند كرد ، تقليد مىكند . و ظاهر آن است كه جايز است ايشان را تقليد فاسق و كافر و زن و طفل ، هرگاه اعتماد و وثوق به قول ايشان باشد . و بعضى « 2 » گفته‌اند : تقليد ايشان نمىكنند و نماز به چهار جانب مىكنند . و اول اقوى است . و چون رجوع به ظنّ اقوى لازم است ، لهذا اگر توانند محرابى از مساجد مسلمين يافت ، آن را مقدّم مىدارند .

مسألهء هفتم : هرگاه اسباب اجتهاد و تقليد ، هر دو مفقود شود

و به هيچ طريق ظن حاصل نتوان نمود ، مشهور آن است كه به چهار طرف نماز مىكند و اين احوط است . ليكن اقوى آن است كه يك نماز به هر طرفى كه اتفاق افتد كافى است . و اگر بعد از انقضاى وقت معلوم شود كه به غير قبله نماز كرده ، اعاده بر او لازم نيست . و بنابر قول مشهور ، هرگاه مانعى باشد از نماز كردن به چهار جانب چون تنگى وقت ، به قدرى نماز مىكند كه وقت گنجايش آن را داشته باشد . پس اگر وقت به نحوى تنگ باشد كه بيش از يك نماز نتوان كرد ، به يك نماز اكتفا مىكند به هر طرفى كه خواهد . و بنابر مشهور بايد چهار جانب به نحوى باشد كه بر چهار طرف دو خط باشند كه به زواياى قائمه تقاطع كنند تا هر دو جهت در برابر هم باشند .
هامش
( 1 ) . المبسوط 1 : 79 ؛ و ر . ك : مفتاح الكرامة 2 : 114 . ( 2 ) . الخلاف 1 : 302 ، مسألهء 49 .