ظن است . و بسا باشد كه از قول غير مسلمى كه عارف و خبير باشد ظنى حاصل شود كه اقوى باشد از ظنى كه از قول مسلمى عادل به هم رسد كه عارف و خبير نباشد .
و كسى كه عالم به علم هيأت باشد ، بايد رجوع به قواعد آن كند ؛ زيرا كه ظنى كه از آن به هم مىرسد اقوى از ظنى است كه از ساير علامات « 1 » و تقليد به هم مىرسد . و غير عالم به قواعد هيأت و عالمى كه در موضعى باشد كه او را رجوع به قواعد آن علم و رجوع به علامات مذكوره كه از شرع رسيده ميسّر نباشد ، رجوع به ساير امارات و اخبار ديگران مىكند . پس اگر امارات ، با خبر موافق باشد اشكالى نيست و اگر اختلاف به هم رسد به ظن اقوى عمل مىكند .
از جمله علاماتى كه افادهء ظن به قبلهء عراق مىكند و تقريبى است ، آن است كه ماه در شب هفتم در وقت غروب آفتاب در قبله است و در شب چهاردهم در نصف شب در سمت قبله است و در شب بيست و يكم در وقت طلوع صبح در سمت قبله است .
و از علامات ظنيه ، قبلهنما و امثال آن است ، خصوصا اگر امتحان شده باشد .
و از جمله علامات قبله كه خلافى نيست در اعتماد كردن به آن - و اگر چه متمكن باشد از رجوع كردن به ساير علامات قبله - بلاد و قبور مسلمين است ؛ به شرطى كه نداند به غلط بنا شده و داند كه بناى آن از اهل اسلام است . پس اگر در بلدى محرابى بيابد و نداند كه بانى آن مسلمانان بودهاند يا غير ايشان ، اعتماد كردن به آن جايز نيست .
و بعضى « 2 » گفتهاند كه : جايز است اعتماد كردن بر قبله بلاد اسلام و اگر چه متمكن از علم به قبله باشد . و ظاهر آن است كه با وجود تمكن از علم ، اعتماد بر آن جايز نباشد ؛ زيرا كه با وجود قدرت بر تحصيل يقين به قبله ، اعتماد كردن به مظنه راهى ندارد .
ليكن سخنى نيست كه ظنى كه از آن حاصل مىشود ، اقوى است از ظنى كه از بعضى علامات مذكوره و از اخبار يك نفر يا چند نفر غير عادل يا عادل به هم مىرسد .
پس در وقت تعارض ، تقديم آن لازم است و با وجود آن ، اجتهاد كردن به علامات
هامش
( 1 ) . بلكه بسيار مىشود كه از قواعد هيأت ، علم قطعى حاصل مىشود . ( احمد )
( 2 ) . ر . ك : جامع المقاصد 2 : 72 ؛ مدارك الأحكام 3 : 133 .