تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
دوم ، مصلّى در وقت ايستادن به نماز رو به نقطهء جنوب خواهد بود ، و بنابر علامت اول كه جدى باشد « 1 » از نقطه جنوب منحرف خواهد بود به جانب مغرب . و از اين لازم مىآيد كه در ميان اين علامات ، تخالف و تدافع « 2 » باشد . و از اين جهت بعضى « 3 » گفته‌اند كه : اولى آن است كه علامت اول كه جدى باشد از براى وسط عراق كه بغداد و كوفه باشد و علامت دوم و سيم از براى مواضعى باشد از عراق كه در جانب مغرب وسط باشد ، چون موصل و مانند آن . و در مواضعى كه بر شرقى وسط باشند ، چون بصره و بلاد خراسان ، بايد از نقطه جنوب انحراف به جانب مغرب شود ، زيادتر از انحرافى كه در وسط مىشود . و از آن چه مذكور شد ، معلوم مىشود كه اين علامت ، تقريبى است و تحقيقى نيست و بر حسب بلاد و فصول مختلف مىشود ، ليكن چون در امر قبله وسعت است ، عمل به آن‌ها جايز است . و معيار در امر قبله آن است كه اگر كسى كه متمكن از علم به قبله باشد ، از راه مشاهده يا تواتر و شياع يا از محراب معصوم اگر در جايى ثابت باشد ، بايد عمل به آن كند و عمل كردن او به ظن كافى نيست . و اگر متمكن از علم نباشد ، بايد عمل به ظن كند ؛ خواه ظن اجتهادى باشد كه خود از امارات و علامات حاصل كند يا ظن تقليدى باشد كه از قول ديگرى حاصل شود . و در صورت تعارض ظنون ، عمل به ظن اقوى مىكند و اگر چه ظن تقليدى باشد . و ظاهر آن است كه در ظن تقليدى ، عدالت و ايمان شرط نباشد ، بلكه مناط ، غلبهء
هامش
( 1 ) . بدان كه آن چه در افق قواعد قطعيهء علم هيأت است در خصوص امر قبله از اين علامات ، آن است كه در بلاد عراق غربيه مانند موصل و آن چه نزديك به آن است ، جدى را بر ميان دو كتف گيرند و دو نقطهء مشرق و مغرب را - خواه اعتدالين يا مشرق و مغرب هر روزى - بر دو جانب راست و چپ گيرند و اخبار بر آن وقت زوال بر ابروى راست از طرف بينى گيرند . و در اواسط عراق مانند بغداد و كوفه و حدّ كربلا و آن چه نزديك به آن‌ها است ، جدى را بر پشت كتف راست ، يعنى اوايل كتف گيرند و آن دو علامات ديگر جارى نيست . و در آخر عراق كه شرقى هستند ، مانند بصره و آن چه نزديك به آن است ، جدى را بر پشت دوش راست ، يعنى اواسط كتف گيرند . و علامت ديگر هم در اين بلاد مدخليت ندارد . ( احمد ) ( 2 ) . در نسخهء « ج » : « ترافع » بجاى « تدافع » . ( 3 ) . ر . ك : مدارك الأحكام 3 : 129 - 130 .
تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 300 | ملا محمد مهدي النراقي