كسى كه محبوس باشد و نتواند به پشت بام رود كه از براى او اجتهاد به علامات جايز است .
و كسى كه در نواحى حرم باشد و به مشقت بسيار متمكن از مشاهدهء كعبه باشد ، به اين طريق كه بر بالاى كوه رود ، اظهر آن است كه « 1 » بر بالاى كوه رفتن از براى مشاهده بر او لازم نيست و مىتواند رجوع به علامات كند .
و اما هر كه از كعبه دور باشد و متمكن از مشاهده و استقبال عين كعبه نباشد ، مثل مردمانى كه در غير مكهاند از شهرهاى عالم ، قبلهء او عين خانهء كعبه نيست ، بلكه جهت كعبه است ؛ يعنى جانبى كه خانهء كعبه در آن است ، نه همه آن جانب ، بلكه آن مقدار از آن جانب كه نمازكننده در هر جزوى از اجزاى آن مقدار تجويز كند كه كعبه در آن باشد و يقين داشته باشد كه از آن مقدار بيرون نيست . و مناط در شناختن اين مقدار ، از جانب علاماتى است كه در شرع مقرر شده ؛ هم چنان كه مذكور خواهد شد .
و مخفى نيست كه قبله ، مجرد بناى خانه كعبه نيست ، بلكه از خانهء كعبه تا به آسمان و تا به قعر زمين ، قبله است . پس هر شخصى كه بر كوهى كه در شهر مكه است يا در چاهى عميق يا سردابى كه در تحت كعبه باشد نماز كند ، نماز او صحيح است و اگر چه در برابر اصل بناى كعبه نيست .
و كسى كه در اندرون خانه كعبه نماز كند ، به هر طرف كه نماز گذارد نماز او صحيح است . بلكه در نماز چهار ركعتى مىتواند هر ركعتى را رو به طرفى از چهار طرف خانه به جا آورد ؛ به شرطى كه باعث فعل كثير نشود .
و اگر كسى بر بام خانه كعبه نماز كند ، باز به هر طرفى مىتواند نماز كند ، اما واجب است كه چنان بايستد كه در وقت سجده كردن ، قدرى از بام در قبلهء او باشد .
هامش
( 1 ) . ظاهر آن است كه يكدفعه بايد بالا رفت و مشاهده كرد و علامتى نصب نمود كه در ساير اوقات به آن رجوع نمود . ( احمد )