فصل دوم : در علامات قبلهء بعيد
بدان كه علامات قبله از براى اهل عراق و هر كه بر سمت ايشان باشد مانند ساير بلاد ايران و خراسان ، سه چيز است :
اول : آن كه ستارهء جدى را بر پشت دوش راست گيرند ، و چون علامت حقيقى قطب شمالى است كه بر دايرهء نصف النهار است و ستارهء جدى در نفس قطب نيست ، ليكن در غايت نزديكى است به آن ، به نحوى كه تفاوت محسوس ، به هم نمىرسد و آن را علامت قرار دادهاند و اگر در وقتى كه جدى در غايت ارتفاع يا انخفاض باشد و منحرف به جانب مشرق و مغرب نباشد ، آن را به پشت دوش راست گيرند ، به تحقيق نزديكتر خواهد بود ؛ زيرا كه در اين دو حالت بر نفس دايرهء نصف النهار است . لهذا هر يك كه در برابر عضوى از مصلّى باشد ، ديگرى نيز در برابر آن عضو خواهد بود . و چون حركت جدى غير محسوس است و غايت ارتفاع و انخفاض آن از حركت خودش معلوم نمىشود ، بايد آن را از حركت فرقدين معلوم نمود ؛ زيرا كه جدى با فرقدين گردش مىكند . پس هر وقت كه فرقدين در غايت ارتفاع باشد ، جدى در غايت انخفاض است و هر وقت كه فرقدين در غايت انحطاط باشد ، جدى در غايت ارتفاع است .
دوم : آن كه مغرب را جانب راست و مشرق را بر جانب چپ گيرند . و مراد از مغرب و مشرق ، مغرب و مشرق اعتدالى است « 1 » ، يعنى جزئى از افق كه در اول بهار و اول پاييز آفتاب از آنجا غروب و طلوع مىكند .
سيم : آن كه آفتاب را در وقت زوال ، بر ابروى راست گيرند . و مخفى نيست كه در اين علامت به حسب فصول اختلاف به هم مىرسد . « 2 » و بنابراين علامت و علامت
هامش
( 1 ) . مخفى نماند كه مشرق و مغرب غير اعتدال نيز در اين حكم است . پس مشرق و مغرب هر روزى را هم اگر بر طرف راست و چپ گيرد ، مسافت همان نقطه خواهد بود كه مشرق و مغرب اعتدال را ملاحظه كند .
( احمد )
( 2 ) . اختلاف اين علامت و اختلاف فصول معلوم نيست . ( احمد )