گذشته باشد ، قضا بر او لازم نيست .
و اگر زنى در اثناى نماز حايض شود ، آن نماز باطل مىشود . پس اگر در ابتداى وقت ، شروع به نماز كرده باشد ، قضاى آن نماز بر او لازم نيست . و اگر شروع او به نماز در وقتى بوده كه از ابتداى وقت تا وقتى كه خون ديده وسعت آن فريضه را داشته ، قضا بر او لازم است .
و مخفى نماند كه مراد از يك ركعت كه مناط حكم است - يعنى دريافتن آن باعث دريافتن مجموع فريضه است - چيزى است كه مشتمل بر حمد و سوره و ركوع و دو سجده باشد و تشهّد و سلام داخل آن نيست . پس به مجرد سر برداشتن از سجدهء دوم ، ركعت متحقق مىشود . و لهذا اگر كسى اين قدر از وقت را دريابد كه يك حمد و يك سوره را بخواند و ركوع كند و دو سجده را به جا آورد و چون سر از سجدهء دوم بردارد ، پيش از خواندن تشهّد و سلام وقت بيرون رود ، يك ركعت نماز را دريافته است و اداى فريضه بر او واجب است .
مسألهء دهم : هرگاه از كسى چند نماز واجب غير يوميّه فوت شده باشد ،
مثل نماز خسوف و كسوف و زلزله و غير اينها ، در قضا كردن ، مراعات ترتيب لازم نيست ؛ يعنى هر كه را خواهد مىتواند اول قضا كند و بعد از آن ديگرى را ؛ خواه ترتيب آنها در خاطرش باشد ، يعنى داند آن چه اول فوت شده كدام است و آن چه آخر فوت شده كدام است يا نه .
و همچنين اگر نماز يوميّه و نماز واجب غير يوميّه از او فوت شده باشد ، در قضا كردن ، مراعات ترتيب در ميان يوميّه و غير يوميّه لازم نيست . « 1 » اما هرگاه چند نماز يوميّه از او فوت شده باشد ، پس اگر ترتيب به خاطرش نباشد ، مثل اين كه پنج نماز شبانه روز از او فوت شده باشد و نداند كه اول ، صبح فوت شده است يا ظهر يا عصر يا مغرب يا عشا ، اظهر آن است كه در اين صورت مراعات ترتيب ساقط است . و اگر
هامش
( 1 ) . ظاهر ، استحباب مراعات ترتيب است در غير موضع وجوب ترتيب . ( احمد )