نمىتواند كرد . و اقوى جواز است .
مسألهء هشتم : هرگاه كسى يك ركعت از نماز را در آخر وقت دريابد
، مجموع آن نماز را دريافته است و واجب است بر او كه آن نماز را بكند . و حق آن است كه مجموع آن نماز ، ادا خواهد بود نه اين كه مجموع آن قضا باشد - هم چنان كه بعضى « 1 » گفتهاند - و نه اين كه همان يك ركعت ادا باشد و باقى كه در خارج وقت شده قضا باشد ، هم چنان كه بعضى « 2 » ديگر گفتهاند . با وجود اين كه فايدهاى بر اين خلاف مترتب نمىشود ؛ زيرا كه فايدهاى كه توهم مىشود آن است كه اگر ادا باشد ، بايد در نيّت ، قصد ادا شود و اگر قضا باشد ، بايد در نيّت ، قصد قضا بشود . و حال اين كه حق آن است كه قصد ادا و قضا در نيّت لازم نيست .
و بنابر آنچه مذكور شد ، اگر كسى پيش از طلوع آفتاب اين قدر از وقت را دريابد كه يك ركعت نماز كند ، نماز صبح را دريافته است و واجب است كه هر دو ركعت را بكند و اگر چه يك ركعت آن بعد از طلوع آفتاب واقع شود .
و اگر پيش از غروب آفتاب اين قدر از وقت را دريابد كه پنج ركعت نماز كند ، ظهر و عصر هر دو را دريافته است و واجب است كه هر دو را بكند .
و اگر به قدر چهار ركعت از وقت را دريابد ، بنابر قول مختار كه قول به اختصاص باشد ، همين نماز عصر را دريافته است و بايد نماز عصر را اول بكند و بعد نماز ظهر را قضا كند .
و اگر پيش از نصف شب به قدر پنج ركعت را دريابد ، نماز شام و خفتن هر دو را دريافته است .
و اگر به قدر چهار ركعت را دريابد ، بنابر مذهب مختار كه قدر چهار ركعت ، مختصّ نماز خفتن است ، همين وقت نماز خفتن را دريافته است و نماز شام را در نيافته است و اگر چه يك ركعت از آن چهار ركعت از نماز خفتن محسوب
هامش
( 1 ) . الخلاف 1 : 268 ، مسألهء 11 .
( 2 ) . المبسوط 1 : 72 - 73 .