اين ضابطه مذكور شد ، ساعات « معوجه » است كه هر يك از شب و روز را به دوازده قسم برابر كنند و هر قسمى را ساعت گويند ؛ خواه در وقت درازى روز و كوتاهى شب باشد يا بالعكس . پس بنابراين ، سه ساعت شب ، ربع شب خواهد بود و چهار ساعت ، ثلث آن خواهد بود و شش ساعت ، نصف آن خواهد بود . و به هر صورت ، اين قاعده ، تخمينى است و در همهء شبها نصف را نتوان معلوم كرد ، بلكه در بعضى در هر شبى يكى از كسور آن - چون عشر يا سدس يا ربع يا ثلث يا غير آن تقريبا - معلوم مىشود ، و در بعضى از شبها يا نصف يا قريب به نصف تخمينا معلوم مىشود .
مسألهء هشتم : وقت نافلهء صبح
از اول صبح كاذب است تا ظهور سرخى در جانب مشرق . و بهتر آن است كه پيش از طلوع صبح صادق كرده شود . و كسى كه نماز شب كند هر وقت كه از نماز شب فارغ شود ، نافلهء صبح را مىتوان گذارد .
فصل سيم : در احكامى كه متعلّق به اوقات است
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول : بدان كه نماز در اول وقت گذاردن افضل است
و در آن ثواب عظيم است ، و تأخير از اول وقت در غايت كراهت است ، مگر در چند موضع كه تأخير ، افضل است :
موضع اول : تأخير نماز ظهر و عصر از براى نافلهگذار تا از نافله فارغ شود .
[ موضع ] دوم : تأخير نماز خفتن تا وقتى كه سرخى مغرب بر طرف شود .
[ موضع ] سيم : تأخير نماز ظهر در بلادى كه هوا به غايت گرم مىشود تا وقتى كه گرمى هوا كمتر شود .
و بعضى « 1 » اين تأخير را اعتبار كردهاند كه نماز جماعت باشد و در مسجد باشد .
و بعضى « 2 » گفتهاند كه : در اين تأخير استحباب نيست ، بلكه غايت امر آن است كه در
هامش
( 1 ) . تذكرة الفقهاء 2 : 376 ، مسألهء 74 ؛ نهاية الإحكام 1 : 328 .
( 2 ) . ذكرى الشيعة 2 : 399 .