گذشتن وقت فضيلت باشد ، بهتر گذاردن نماز است .
[ موضع ] نهم : تأخير كردن مسافر نماز را تا فرود آمدن ، هرگاه نماز را در منزل بهتر تواند به جا آورد .
[ موضع ] دهم : تأخير كردن روزه دار نماز مغرب را هرگاه جمعى انتظار او را كشند كه با او افطار نمايند يا خود به غايت گرسنه باشد و نتواند كه افعال نماز را درست به جا آورد .
[ موضع ] يازدهم : تأخير كردن زنى كه مربيهء طفل باشد ، نماز ظهر و عصر را به آخر وقت تا چهار نماز را در جامهء پاك يا قليل النجاسة دريابد ؛ هم چنان كه در كتاب طهارت مذكور شد .
[ موضع ] دوازدهم : تأخير نماز صبح تا وقتى كه نافلهء شب را تمام كند ، هرگاه چهار ركعت از آن را پيش از دخول صبح دريافته باشد .
[ موضع ] سيزدهم : هرگاه ظن به دخول وقت داشته باشد و راهى به علم نداشته باشد و عمل نمودن او به آن ظن جايز باشد ، هم چنان كه بعضى « 1 » گفتهاند ، مستحب است كه تأخير نماز كند تا علم به دخول وقت حاصل شود .
[ موضع ] چهاردهم : تأخير كردن مدافع بول و غايط تا وقتى كه آن را دفع كند .
[ موضع ] پانزدهم : تأخير كسى كه خواهد تيمم كند نماز را به آخر وقت .
[ موضع ] شانزدهم : تأخير مبطون و سلسل البول نماز را به آخر وقت از جهت جمع .
[ موضع ] هفدهم : تأخير صاحبان عذر نماز را به آخر وقت ، هرگاه اميد زوال عذر [ را ] داشته باشند تا نماز را بر وجه اكمل به جا آورند .
و بعضى « 2 » ، اين تأخير را واجب دانستهاند . و اظهر عدم وجوب است .
هامش
( 1 ) . مختلف الشيعة 2 : 69 ، مسألهء 18 .
( 2 ) . مختلف الشيعة 2 : 459 ، مسألهء 320 ؛ ذكرى الشيعة 2 : 400 - 401 ؛ و ر . ك : مسائل الناصريات : 156 ، مسألهء 51 ؛ المراسم : 62 و 76 .