تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
آوردن نوافل و تعقيب ، افضل آن است كه نماز عصر را بكند و بيش از اين ، تأخير استحباب ندارد ، بلكه مرجوح است . و به اين تأخير ، اذان ساقط نمىشود ، بلكه اذان را مىگويد از براى نماز عصر ؛ زيرا كه ساقط شدن اذان در وقت جمع كردن ميان دو فريضه در وقتى است كه تفريق به معناى مذكور به عمل نيايد و بعد از نماز ظهر ، بىفاصله [ و ] بدون نافله و تعقيب ، نماز عصر را به جا آورد ؛ هم چنان كه بعد از اين مذكور خواهد شد . و آخر وقت فضيلت عصر وقتى است كه زيادتى سايهء هر چيز دو برابر آن چيز شود و سايهء باقى مانده در وقت ظهر محسوب نيست . و بعد از اين ، وقت فضيلت مىگذرد و وقت اجزاء است كه ثواب آن ناقص است . و آخر وقت اجزاء ، غروب آفتاب است از براى مختار و مضطر .

مسألهء پنجم : اقوى و مشهور آن است كه از اول زوال به قدر چهار ركعت نماز ، اختصاص به ظهر دارد

و اداى عصر در آن - خواه بر سبيل عمد باشد يا بر سبيل سهو و غفلت - بىصورت است . و بعد از آن ، وقت ، مشترك مىشود ميان ظهر و عصر تا وقتى كه به غروب آفتاب به قدر چهار ركعت باقى ماند . و آن قدر اختصاص به عصر دارد و ايقاع ظهر در آن ، عمدا و سهوا جايز نيست . و از كلام بعضى « 1 » ظاهر مىشود كه از زوال تا غروب آفتاب ، وقت مشترك است ميان نماز ظهر و عصر ، و اين مذهب به غايت ضعيف است . و مخفى نيست كه در صورت تذكر ، فايده [ اى ] براى خلاف مترتّب نمىشود ؛ زيرا كه خلافى نيست در اين كه در اين صورت تذكر ، تقديم ظهر بر عصر واجب است تا وقتى كه به غروب آفتاب به قدر چهار ركعت باقى ماند ، و در آن وقت واجب است كه با وجود تذكر ، عصر را بكند و كردن ظهر در آن وقت جايز نيست . پس اگر در صورت تذكر پيش از گذشتن قدر زمان ، چهار ركعت نماز عصر كند ، نماز او باطل است
هامش
( 1 ) . المقنع : 91 ؛ الهداية : 127 ؛ من لا يحضره الفقيه 1 : 139 - 140 ، ح 647 - 648 .