بهتر از براى او آن است كه فريضه را در اول وقت بكند .
و مشهور آن است كه هرگاه وقت نافله بگذرد و يك ركعت نافله را در وقت كرده باشد ، نوافل را تمام كند و الّا شروع به فريضه كند .
و بعضى « 1 » گفتهاند كه : هرگاه يك ركعت نافله را در وقت دريافته باشد ، باقى نوافل را مخفف مىكند ، يعنى به كمتر چيزى كه مجزى است اكتفا كند ؛ مثل اين كه اكتفا به قرائت حمد تنها و يك تسبيح در ركوع و سجود كند . حتّى بعضى « 2 » گفتهاند كه : اگر به نشستن تخفيف به عمل آيد ، بايد نشسته بكند .
و وقت نافلهء عصر بعد از فراغ از نماز ظهر است تا زيادتى سايهء هر چيز به قدر چهار قدم شود . و چون چهار قدم بگذرد ، « 3 » نافله عصر را پيش از فريضه نمىتوان كرد .
و هرگاه يك ركعت را در وقت دريابد ، باقى را در خارج وقت مىتواند تمام كند .
و هر يك از نافلهء ظهر و عصر هرگاه در وقت مقرر نشود ، بعد از نماز فريضه مىتوان كرد . پس اگر وقت نافله باقى باشد ، بهتر آن است كه قصد هيچ يك از ادا و قضا نكند و اگر وقت نافله بيرون رفته باشد ، به قصد قضا بكند .
و مخفى نماند از آن چه مذكور شد معلوم شد كه وقت نافله ظهر از زوال است تا وقتى كه زيادتى سايه به قدر دو قدم شود و وقت فريضهء ظهر تا وقتى است كه به قدر هفت قدم شود كه مثل شاخص است . و بهتر آن است كه فريضه در چهار قدم واقع شود . و وقت نافلهء عصر تا وقتى است كه به قدر چهار قدم شود كه دو مثل شاخص
هامش
( 1 ) . شرائع الإسلام 1 : 52 ؛ المعتبر 2 : 58 ؛ روض الجنان 2 : 490 ؛ مسالك الأفهام 1 : 143 .
( 2 ) . كشف اللثام 3 : 111 .
( 3 ) . بدان كه آن چه از اين مقام معلوم مىشود آن است كه دو قدم و چهار قدم وقت نافله ظهر و عصر است و بعد از گذشتن اين زمان نمىتوان نافله را پيش از فريضه به جا آورد ، بلكه واجب است ترك نافله و ابتدا به فريضه ؛ مگر هرگاه يك ركعت نافله را كرده باشد . و آن چه در « معتمد » اختيار فرمودهاند آن است كه در دو قدم و چهار قدم افضل آن است كه نافله كرده شود و بعد فريضه به جا آورده شود . و هرگاه در اين زمان نكند و يك ركعت هم نكرده باشد ، بعد از آن ، افضل ، ابتداى به فريضه است ، و اگر چه باز پيش از فريضه مىتوان نافله را به جا آورد تا وقت فريضه مضيق نشده است . و اين راجح است و دو خبر موثق دلالت بر اين مطلب مىكند . ( احمد )