و بعضى « 1 » گفتهاند : در وقت اول از براى مختار است و وقت دوم از براى معذور و مضطر . و بنابراين در حالت اختيار جايز نيست تأخير نماز تا وقت دوم . و اول اصح است ، هم چنان كه مذكور شد .
مسألهء دوم : اول وقت نماز پيشين ،
زوال آفتاب است ؛ يعنى ميل كردن آن از وسط السماء . و آن در وقتى است كه سايه شروع كند به زيادتى بعد از آن كه به نهايت كمى رسيده باشد ، هم چنان كه در اكثر بلاد چنين است ؛ يا سايه حادث شود بعد از آن كه بر طرف شده باشد ، هم چنان كه در بعضى از مواضع چون مكه و صنعا در بعضى اوقات اتفاق مىافتد .
و بيان اين مطلب آن است كه در وقت طلوع آفتاب ، هر شاخصى كه در زمين به استقامت نصب باشد . سايهء آن در نهايت طول و درازى است و هر چند آفتاب بلند مىشود سايه كم مىشود تا وقتى كه سايه به نهايت كمى رسد يا بالكليه بر طرف شود ، و آن وقتى است كه آفتاب به وسط السماء رسيده باشد ؛ پس سايه زياد مىشود تا وقت غروب كه باز عود به نهايت طول مىكند ، و به مجرد شروع شدن به زيادتى ، وقت زوال است . و طريق شناختن شروع در زيادتى آن است كه چوبى بر زمين محكم نصب كنند كه حركت نكند و در نزديكى ظهر ، موضعى كه سر سايه آن چوب بر آن افتاده نشان كنند ، پس اندكى صبر كنند ، آنگاه ملاحظه كنند : اگر سايه كم شده باشد يا مثل اول باشد ، كه اول است ؛ يعنى اگر از نشان نگذشته باشد ، هنوز ظهر نشده است . و اگر سايه زياد شده باشد ، يعنى از نشان تجاوز كرده باشد ، ظهر است .
و از جمله علامات ظهر كه علما نقل كردهاند آن است كه كسى كه رو به قبله بايستد ، آفتاب در برابر ابروى راست او باشد . و مخفى نيست كه اين علامت از براى مواضعى است از عراق كه قبلهء آنها بر نقطهء جنوب باشد ، مانند مواضعى كه در طرف غربى وسط عراق واقع است . اما مواضعى كه قبلهء آنها در ما بين نقطهء جنوب و مغرب واقع
هامش
( 1 ) . المقنعة : 94 ؛ النهاية : 58 ؛ المبسوط 1 : 27 ؛ مختلف الشيعة 2 : 31 ، مسألهء 1 ؛ مدارك الأحكام 2 : 30 .