تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
و مخفى نماند كه آن چه گفته‌اند « 1 » كه به قدر چهار ركعت ، مخصوص به فلان نماز است ، مراد چهار ركعتى است كه جامع اقل آن چه لازم است از اجزا و شروط باشد و مستحبات داخل در آن نيست . و ظاهر آن است كه قدر اين وقت به حسب حال مكلفين مختلف شود . پس قدر مختص به ظهر نسبت به هر كسى اين قدر از زمان است كه آن چه بر او واجب است [ را ] در آن به جا آورد . و اين معنا مختلف مىشود نسبت به مقيم و مسافر و صحيح و مريض و ايمن و خائف و سريع القرائه و بطىء القرائه و متطهر و محتاج به طهارت .

مسألهء ششم : اول وقت نافلهء ظهر ،

زوال است و آخر آن - به قول مشهور و اصح - وقتى است كه زيادتى سايهء هر چيزى به قدر دو قدم شود . يعنى از سايهء زيادتى كه بعد از زوال به هم مىرسد و آن را « فىء » مىگويند ، دو قدم شود كه دو هفت يك شاخص باشد كه از براى استعلام سايه نصب كرده‌اند ، يا دو قدم آدمى باشد نسبت به سايهء قامت آن . و بيان معناى قدم آن است كه هر شاخصى را كه از براى استعلام سايه نصب كنند ، آن را به هفت قسمت كنند و هر قسمتى را قدم گويند . و سبب قدم گفتن آن است كه چون شاخص در عهد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله ديوار مسجد بود كه به قدر قامت آدمى بود و قامت هر آدمى معتدل به قدر هفت قدم او است ، لهذا آن را به هفت قسمت كردند ، [ كه ] هر قسمتى به قدر قدم آدمى بود ، پس آن اقسام را « اقدام » ناميدند . و از اين جهت بعد از آن ، هر شاخصى را به هفت قسم مىكنند و هر قسمى را قدم مىخوانند . و به هر تقدير بعد از آن كه زيادتى سايه بعد از زوال به قدر دو قدم برسد كه دو قسم از هفت قسم است از شاخص يا دو قدم آدمى است ، هرگاه شاخص قامت آدمى باشد ، وقت نافلهء ظهر گذشته است ؛ به اين معنا كه نافله را بعد از دو قدم پيش از فريضه نمىتوان كرد . و اما اگر پيش‌تر فارغ شود ، فريضهء ظهر را مىتوان كرد . و كسى كه نافله نكند ، مانند مسافر يا كسى كه نافله را به جهت عذرى ترك كند ،
هامش
( 1 ) . در ص 271 - 272 .