كرد و داخل شدن وقت فريضهء حاضره لازم نيست - چه جاى آن كه تنگ شدن وقت آن شرط باشد - و به آن تيمم مىتواند نمازهاى حاضر را كه ادايى است به جا آورد .
مسألهء پنجم : جايز است تيمم از براى نوافل مرتّبه
در هر وقت كه خواهد آن را به عمل آورد و اگر چه در وسعت وقت باشد . و به آن تيمّم مىتواند نماز واجبى را به جا آورد . و بنابراين كسى كه مراعات آخر وقت را لازم داند و در وسعت وقت تيمم را جايز نداند ، مىتواند در اول وقت نماز واجبى ، تيمم از براى نماز نافله كند و به آن تيمم ، نماز واجبى را در وسعت وقت به جا آورد و احتياج به آن چه بعضى « 1 » گفتهاند كه اگر خواهد در وسعت وقت تيمم كند دو ركعت نماز ، نذر كند نيست . و ظاهر آن است كه تيمم كردن از براى نافلهء مبتدئه نيز جايز باشد .
مسألهء ششم : جايز است تيمم كردن از براى نماز آيات
، چون خسوف و كسوف و زلزله ، به شرط عدم قدرت بر وضو در وقت حاصل شدن آن آيات ، و پيش از حصول آن ، تيمم جايز نيست . و جايز است تيمم از براى نماز ميّت و اگر چه آب يافت شود ، و در وقت حضور جنازه از براى نماز كردن .
و بعضى « 2 » گفتهاند كه : بعد از شستن ميّت ، تيمم جايز است و اگر چه هنوز ارادهء نماز نشده باشد . و جايز است تيمم از براى نماز استسقا در وقت نبودن آب ، در حينى كه مردم در مصلّى جمع شوند .
و بعضى « 3 » گفتهاند : در وقت ارادهء بيرون رفتن به صحرا نيز جايز است .
مسألهء هفتم : اگر كسى به علامتى گمان كند كه آخر وقت است و تيمم كند
و نماز را به جا آورد ، پس معلوم شود كه وقت را غلط كرده و در وسعت وقت بوده ، ظاهر آن است كه اعادهء نماز واجب نباشد و اگر چه واجب باشد كه تيمم در آخر وقت باشد . و اگر بدون علامت شرعى گمان كند و تيمم كند و نماز به جا آورد و بعد غلط او ظاهر
هامش
( 1 ) . روض الجنان 1 : 331 .
( 2 ) . ر . ك : كشف اللثام 2 : 329 - 330 ؛ مفتاح الكرامة 1 : 516 .
( 3 ) . المعتبر 1 : 404 .