تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
رفع شود ، ظاهر آن است كه تيمّمى كه دارد باطل نشود و تواند به آن ، نمازهاى ديگر [ را ] نيز به جا آورد . و بعضى « 1 » گفته‌اند كه : آن تيمم باطل مىشود و از براى نمازهاى ديگر بايد تيمم على حده كند . و ظاهر آن است كه در حكم مذكور فرقى ميان نماز واجبى و نافله نباشد . و بعضى « 2 » احتمال داده‌اند كه اگر در اثناى نماز نافله ، آب پيدا شود ، قطع كردن آن مطلقا جايز باشد . و اگر بعد از تمام شدن نماز ، آب يافت شود ، خلافى نيست كه نماز صحيح است و اما تيمم او باطل مىشود .

مسألهء يازدهم : هرگاه جنب تيمم كند بدل از غسل

، بعد از آن حدث اصغر از او صادر شود و تيمم را باطل كند ، نوبت ديگر كه خواهد تيمم كند باز بايد تيمم بدل غسل كند . و بعضى « 3 » گفته‌اند : بايد تيمم بدل وضو كند . و اين قول به غايت ضعيف است .

مسألهء دوازدهم : اگر دست‌هاى كسى قطع شده باشد

، مسح دست‌ها از او ساقط است و بايد همين پيشانى و جبينين او مسح شود . و اگر بعضى از كف‌هاى او قطع شده باشد و بعضى از آن‌ها باقى باشد ، بايد به قدرى كه باقى است مسح شود .

مسألهء سيزدهم : كسى كه تيمم كند و نماز كند و آبى نيابد تا وقت نماز بگذرد

، نماز او صحيح است . و اگر بعد از نماز ، وقت باقى باشد كه آب به هم رسد ، بنا به قولى كه در وسعت وقت ، تيمم جايز است ، باز نماز او صحيح است و اعاده لازم نيست و بنابر آنكه واجب باشد ، تأخير تيمم تا آخر وقت اعادهء نماز ، لازم است .

مسألهء چهاردهم : هرگاه كسى مثلا در موضعى نجس محبوس باشد

كه نتواند كه هيچ يك از وضو و تيمم را به جا آورد ، اداى نماز از او ساقط است و لازم است كه بعد
هامش
( 1 ) . المبسوط 1 : 33 . ( 2 ) . البيان : 88 ؛ مسالك الأفهام 1 : 116 ؛ مدارك الأحكام 2 : 248 . ( 3 ) . المعتبر 1 : 395 ؛ روض الجنان 1 : 355 .