و اضطرار جايز است كه ديگرى او را تيمم دهد . و بايد آن ديگرى اكتفا به قدر ضرورت كند و آن چه را مريض تواند خود به جا آورد ، خود متوجه شود و ديگرى به عمل نياورد . پس اگر دستهاى مريض بىقوت باشد به نحوى كه خود نتواند آنها را بر زمين زند ، بايد ديگرى آنها را بر زمين زند و بر اعضاى مريض بمالد « 1 » .
فصل پنجم در احكامى كه متعلق به تيمم است
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول : هم چنان كه دانستى ، واجب است كه مسح به باطن كف باشد .
پس اگر به اختيار به پشت دست مسح كند ، تيمم او باطل است . بلى ، در حالت اضطرار كه از باطن كف نتواند مسح كرد ، بايد به پشت دست مسح كند . « 2 »
مسألهء دوم : اكثر متأخرين بر آنند كه در تيممى كه بدل وضو است
، بايد دستها را يك نوبت بر زمين زند و رو و پشت دستها را مسح كند و در تيمم بدل غسل ، دو نوبت دستها را بر زمين زند : يكى از براى مسح رو و ديگرى از براى مسح دستها .
و بعضى « 3 » گفتهاند كه در هر دو قسم تيمم ، بايد دو نوبت دست بر زمين زند .
و اكثر قدما و محققين متأخرين بر آنند كه در هر دو قسم ، واجب يك نوبت است « 4 » و نوبت دوم سنّت است . و اين قول در نظر فقير اقوى است ، و ليكن بايد مهما امكن ، زدن نوبت دوم را ترك نكند .
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ب » : « مسح نمايد » .
( 2 ) . احتياط آن است كه در اين صورت ، خود تيمّم كند و به پشت دست مسح كند و بعد نايبى گرفته كه در تيمّم رو و پشت دست ، او را به باطن دست خود مسح كند . ( احمد )
( 3 ) . المعتبر 1 : 388 .
( 4 ) . ظاهر آن است كه در هر دو قسم ، دو نوبت زدن لازم باشد . ( احمد )