دو كف دست را به يكدفعه بر زمين زند ؛ پس اگر يكى را پيشتر از ديگرى بر زمين زند ، مجزى نيست .
و دانستى كه احوط ، بلكه اظهر آن است كه لازم است چيزى از خاك يا غبار بر دست چسبد كه به آن مسح كند . و اگر رسيدن خاك به دست ، از باد يا به طريقى ديگر باشد كه از دست به زمين زدن نباشد ، مجزى نيست و مسح كردن به آن كافى نيست ، بلكه دست زدن به زمين واجب است ، و واجب است كه حايلى ميان دست و زمين نباشد . پس اگر انگشترى يا زهگير در دست داشته باشد ، بيرون كند و در وقت مسح كردن رو و پشت دستها نيز بايد حايلى نداشته باشد .
و سنّت است كه بعد از دست زدن به خاك ، دستها را بتكاند .
سيم : مسح كردن پيشانى و هر دو جبين است
تا طرف بالاى بينى ، و احوط ، بلكه اظهر آن است كه ابروها را نيز داخل مسح كند .
و بعضى « 1 » مسح تمام رو را واجب دانستهاند . « 2 » و اقوى عدم وجوب است ، بلكه لازم ، مسح پيشانى است و جبين و ابرو تا طرف بالاى بينى .
و بايد ابتداى مسح از رستنگاه موى سر باشد ، و اگر بر عكس كند باطل است . و بايد مسح كردن بر هر دو باطن كف دست باشد جميعا بنابر اصح . پس مسح كردن به مجموع باطن كف يك دست يا مجرد انگشتان هر دو دست يا به ماسواى انگشتان از باقى كف كه در بالاى انگشتان است كافى نيست . و قدر واجب آن است كه به مجموع باطن هر دو دست ، مجموع پيشانى و دو جبين مسح شود ؛ به نحوى كه در عرف بگويند كه به مجموع دو كف ، مجموع اين دو عضو را مسح كرد . و لازم نيست كه هر جزئى از باطن دو كف به هر جزئى از دو عضو برسد ؛ زيرا كه اين متعذر است . پس بنابر آنچه مذكور شد ، كيفيت تيمم مسح رو آن است كه دو كف را به يكديگر ضمّ كند
هامش
( 1 ) . المعتبر 1 : 384 .
( 2 ) . و ظاهر آن است كه مستحب است مسح كردن جميع رو ، پس سنّت است كه بعد از مسح كردن پيشانى و دو جبين تا طرف بينى ، تتمّه او را نيز مسح كند . ( احمد )