خاكى كه مغصوب باشد يا نجس باشد . و ظاهر آن است كه آجر نيز جايز نباشد . و ظاهر آن است كه بر خزف و آبگينه جايز نباشد .
و هرگاه خاك با غير خاك ممزوج شود ، اگر به حيثيتى باشد كه نام خاك بر آن اطلاق شود جايز است . و اگر نام خاك بر آن اطلاق نشود ، تيمم بر آن جايز نيست . و تيمم بر گل در غالب اخبار « 1 » جايز نيست .
مسألهء سيم : هرگاه خاك يا آن چه زمين بر آن صادق است
كه غبار بر آن چسبيده يافت نشود ، هر چه غير زمين باشد و بر آن غبارى باشد ، بايد بر آن غبار تيمم كند ؛ چون غبار خزف و آجر و فرش و حصير و غبار جامه و غبار زين و يال اسب و امثال اينها . و ظاهر آن است كه بر غبار هر يك كه خواهد تيمم كند ، مخيّر باشد و ترتيبى در ميان آنها نباشد . و اگر در ظاهر جامه و نمد و يال اسب و امثال اينها غبارى نباشد و از تكانيدن ، غبارى به هم رسد ، لازم است بتكاند تا غبار به هم رسد و به آن تيمم كند . و اگر اصلا غبارى نباشد ، تيمم جايز نيست . و هرگاه غبار يكى از اشياى مذكوره بيشتر باشد ، احوط آن است كه به آن تيمم كند . و هرگاه بعضى از اشياى مذكوره كه غبار داشته باشد يافت شود و سنگ بىغبار نيز يافت شود بعضى « 2 » تقديم غبار اشياى مذكوره را لازم دانستهاند و بعضى « 3 » تقديم سنگ را لازم دانستهاند .
و ظاهر تقديم سنگ است .
و هرگاه هيچ يك از سنگ و چيزى از اشياى مذكوره كه غبار داشته باشد يافت نشود و گل يافت شود ، اگر ممكن باشد كه گل را جمع كند و خشك كند و به آن تيمم كند ، بايد چنان كند و اگر خشك كردن ممكن نشود ، به گل تيمم كند . و در تيمم به گل بعضى « 4 » لازم دانستهاند كه بعد از گذاشتن دستها به گل ، ساعتى صبر كند كه گلى كه به
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة 3 : 349 و 353 ، باب 7 و 9 من أبواب التيمّم .
( 2 ) . المراسم : 53 ؛ مفاتيح الشرائع 1 : 61 ؛ الجامع للشرائع : 47 ؛ مفتاح الكرامة 1 : 535 ؛ كشف اللثام 1 : 459 .
( 3 ) . النهاية : 41 ؛ الوسيلة : 71 ؛ السرائر 1 : 137 ؛ كشف اللثام 1 : 451 .
( 4 ) . الوسيلة : 71 ؛ تحرير الأحكام 1 : 22 .