فصل سيم در بيان آن چه تيمم كردن به آن جايز است
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول : خلافى نيست در اين كه تيمم به خاك صحيح است .
و حق آن است كه هر چه اسم زمين بر آن صادق آيد ، چون سنگ و زمين گچ و ريگ و آهك ، تيمم كردن به آن صحيح است و لازم نيست كه بر خاك خالص باشد ؛ هم چنان كه بعضى « 1 » گفتهاند .
بلى ، احوط « 2 » ، بلكه اظهر آن است كه هرگاه تيمم به سنگ كند بايد كه بر روى آن خاك يا گرد يا غبارى باشد كه به دست چسبد ؛ زيرا كه از آيه « 3 » و بعضى « 4 » اخبار ظاهر مىشود كه در تيمم ، چسبيدن غبار به دست شرط است .
و در تيمم كردن به خاك لازم نيست كه خاك بر روى زمين باشد ، بلكه اگر در ظرفى يا بر روى فرش يا حصير يا جامه يا هر موضعى كه باشد ، تيمم به آن جايز است ، اما بايد قدرى باشد كه خاك بر آن صادق آيد و مجرّد غبار بر روى فرش و حصير و ساير آن چه كه زمين بر آن صادق نمىآيد كافى نيست . بلى ، مجرّد غبار بر آن چه زمين صادق آيد ، چون سنگ و ريگ و امثال آن ، كافى است .
مسألهء دوم : جايز نيست تيمّم به معادن
، از طلا و نقره و مس و فيروزه « 5 » و ياقوت و الماس و زرنيخ و سرمه و نمك و خاك آهن و خاكستر و گچ و آهك پخته و آرد و اشنان و امثال آن ، و آن چه از زمين مىرويد از گياهان . و همچنين تيمم جايز نيست بر
هامش
( 1 ) . المقنعة : 59 ؛ الكافي في الفقه : 136 ؛ الناصريات : 151 ، مسألهء 48 ؛ المعتبر 1 : 372 .
( 2 ) . و همچنين احوط آن است كه به خاك خالص باشد ؛ اگر چه واجب نيست . ( احمد )
( 3 ) . النساء ( 4 ) : 43 ؛ المائدة ( 5 ) : 6 .
( 4 ) . وسائل الشيعة 3 : 353 ، باب 9 من أبواب التيمّم .
( 5 ) . در نسخهء « ب » : « فيروزج » .