از امراض جزئيه شود « 1 » كه به زودى رفع شود ، چون درد دندان يا اندك دردسرى كه هر يك از استعمال آب و تيمم جايز باشد ، پس اگر استعمال آب كند ، غسل و وضوى او باطل نيست ؛ هم چنان كه اگر تيمم كند ، تيمم او صحيح است و باطل نيست .
و اكثر فقها گفتهاند « 2 » كه : شين ، يعنى تركيدن عضو ، مثل مرض است كه موجب تيمم است و با وجود آن ، غسل و وضو ساقط است .
و بعضى گفتهاند : اگر شديد باشد موجب تيمم است و الّا فلا .
و بعضى « 3 » گفتهاند كه : اگر به حدّى رسد كه آن را مرض گويند و ضررى كه به حسب عادت متحمل آن نتوان شد حاصل باشد ، چنان كه در بعضى بلاد نسبت به بعضى اشخاص به هم مىرسد ، موجب تيمم است و الّا فلا .
و حق آن است كه اين ناخوشى اگر به نحوى باشد كه به حدّ مرض باشد و به حسب عادت ، تحمل آن نتوان شد و استعمال آب منشأ زيادتى يا دير به شدن آن شود ، يا به حد مرض نرسيده باشد ، اما استعمال آب منشأ رسيدن به اين حد بشود ، در اين صورت غسل و وضو ساقط و تيمم لازم است . و اگر به اين حد نرسيده باشد و در استعمال آب مشقتى نباشد و بيم زيادتى يا دير به شدن نيز نباشد ، تيمم جايز نيست و غسل يا وضو لازم است . و اگر به نحوى باشد كه استعمال آب باعث مشقت و زحمت باشد و باعث زيادتى آن و رسيدن به حدّ مرض نباشد ، ظاهر آن است كه تيمم جايز باشد و غسل يا وضو نيز جايز باشد ، و اگر احدهما را به جا آورد ، باطل نخواهد بود و نماز او صحيح خواهد بود .
و اگر كسى داند كه غسل كردن باعث ضرر او است و نمىتواند غسل كرد و با وجود اين عمدا جنب شود ، اقوى آن است كه تيمم مىكند و نماز مىكند و نماز او
هامش
( 1 ) . خود « طاب ثراه » در « لوامع » اختيار فرمودهاند كه در صورتى كه باعث مرض جزئى يا مشقتى كه در عادت توان متحمل آن شد بشود ، البته بايد وضو و غسل به عمل آورد و تيمم آن صحيح نيست ، و اين اقوى است . ( احمد )
( 2 ) . روض الجنان 1 : 317 ؛ ذخيرة المعاد : 94 ؛ مسالك الأفهام 1 : 111 .
( 3 ) . مجمع الفائدة و البرهان 1 : 215 .