و فرق در ميان دو موضع ، به جهت نص است . و ظاهر آن است كه هرگاه خوف از مجرد جبن « 1 » و ضعف دل و شدت واهمه باشد نه از اقتضاى عقل ، باز بايد تحصيل آب را ترك كند و تيمم نمايد .
ششم : آن كه استعمال آب متعذر باشد
به جهت شدت سرما يا بيمارى و مرض ؛ خواه مرض ، شامل همهء بدن باشد يا مخصوص به عضوى باشد و محلّ جبيره نباشد ؛ زيرا كه اگر محل جبيره باشد - هم چنان كه بيان شد - بايد غسل يا وضو به عمل آورد و عضو مجروح را جبيره كند . و ترك استعمال آب در مرض و لازم شدن تيمم ، اعم از آن است كه در استعمال آب ، بيم هلاكت باشد يا بيم زيادتى مرض يا دير به شدن آن باشد .
و همچنين است حكم اگر بالفعل مرضى نباشد ، اما ترسد كه از استعمال آب مرض به هم رسد . و مرجع در دانستن اين كه استعمال آب باعث ضرر مىشود ، ظنى است كه از راه تجربه باشد يا از خبر دادن شخصى كه عارف به طب باشد و وثوق به قول او باشد . و اگر كسى مرضى داشته باشد كه از استعمال آب بيم ضرر نباشد ، مثل بعضى از انواع درد سر و تبها ، واجب است كه آب را استعمال كند و تيمم او صحيح نيست . و اگر آب ، سرد باشد و از استعمال آن به حسب عادت بيم ضرر نباشد ، اما استعمال بسيار دشوار باشد به حدى كه تحمل آن به حسب عادت شاق باشد ، در اين صورت ، بعضى « 2 » ، تجويز تيمم كردهاند . و بعضى « 3 » ، [ تجويز ] نكردهاند . و بعضى گفتهاند :
استعمال آب لازم است .
و ظاهر آن است كه در اين صورت و صورتى كه استعمال آب منشأ حدوث بعضى
هامش
( 1 ) . تيمّم كردن در صورت جبن بايد تقييد شود به صورتى كه شدت جبن به حدى باشد كه هرگاه به طلب آب برود ، منشأ ضرر جسمانى و نفسانى از براى او بشود ؛ هم چنان كه خود « طاب ثراه » در « لوامع » تقييد فرمودهاند . ( احمد )
( 2 ) . محقق در المختصر النافع : 61 ؛ و علّامه در إرشاد الأذهان 1 : 233 .
( 3 ) . قواعد الأحكام 1 : 237 ؛ رياض المسائل 1 : 10 .