نزديكى او آب موجود باشد ، اما به سبب پيرى يا بيمارى يا ضعف قوه يا مانند اينها نتواند حركت كند و خود را به آب رساند ، و كسى هم كه آب از براى او بياورد هم به تبرّع يا به اجرتى كه قدرت بر دادن آن دارد ، نباشد ، يا اين كه بر سر چاهى باشد كه آب در آن باشد ، اما دلو و ريسمانى نداشته باشد كه آب [ را ] بكشد ، كه در اين صورت بايد تيمم كند ، يا آن كه ديگرى آب داشته باشد و بفروشد به قيمتى كه نداشته باشد يا داشته باشد ، ليكن اگر در آن وقت آن قيمت را بدهد ، ضررى بدنى يا مالى « 1 » به او رسد كه در اين صورت نيز تيمم لازم است . اما هرگاه از قيمت دادن ، ضررى به بدن و مال او نرسد ، واجب است كه قيمت را بدهد و آب را بگيرد و اگر چه آن قيمتى كه مىدهد ، چندين برابر قيمت واقعى آن آب باشد . و كسى كه آب نداشته باشد و ديگرى آب را به او بذل كند « 2 » يا ببخشد ، ظاهر آن است كه قبول آن كس واجب باشد ، و اگر قبول نكند و تيمم كند ، تيمم آن بىصورت است .
سيم : آن كه به سبب تنگى وقت ، رسيدن به آب و دريافتن نماز ممكن نباشد
و اگر چه آن آب ، نزديك باشد . مثل اين كه جنب يا محتلم وقتى از خواب بيدار شود كه اگر به حمام يا موضعى ديگر رود از براى غسل ، نماز او فوت شود و ادراك يك ركعت را در وقت نكند ، در اين صورت واجب است كه تيمم كند بدل غسل و نماز كند و بعد از آن ، غسل كند .
و همچنين است حكم اگر به جهت عذرى نماز او تأخير شود تا وقتى كه اگر وضو سازد ، نماز او فوت شود ، يعنى يك ركعت آن را در وقت در نيابد ، كه در اين صورت نيز لازم است كه تيمم كند و نماز را به جا آورد .
چهارم : آن كه آب داشته باشد ، اما
خود يا رفقاى او يا بعضى از حيوانات محترمه
هامش
( 1 ) . مراد از ضرر مالى ، بر طرف شدن مالى است كه به آن محتاج باشد و بر طرف شدن آن باعث اضطرار آن شود ، نه مجرد كم شدن مال . ( احمد )
( 2 ) . و همچنين واجب است هرگاه قيمت آب را به او ببخشد و خريدن ممكن باشد ، قبول كند . ( احمد )