و سنّت است كه در وقت چيدن خشت بگويد : « اللهمّ صل وحدته و آنس وحشته و آمن روعته و اسكن من رحمتك رحمة يستغني بها عن رحمة من سواك و احشره مع من كان يتولّاه » .
و مكروه است كه قبر را به چوب و تخته فرش كنند و بر آن گچ بمالند .
نهم : آن كه حاضران به پشت كف دست ، خاك در قبر بريزند .
و سنّت است كه سه مرتبه بريزند و در وقت ريختن بگويند : « اللهمّ إيمانا بك و تصديقا بكتابك ، هذا ما وعدنا اللّه و رسوله و صدق اللّه و رسوله و ما زادنا « 1 » إلّا إيمانا و تسليما » .
و سنّت است كه از خاك قبر بر ميّت ريزند و از خاك ديگر نريزند . و مكروه است كه خويشان ميّت ، خاك بر قبر ريزند كه مورث قساوت قلب مىشود .
دهم : آن كه قبر را به قدر چهار انگشت گشاده يا به هم آورده بلند كنند
، و يحتمل كه بلند كردن به قدر يك شبر نيز جايز باشد و سنّت است كه قبر را چهار گوشه كنند و رويش را پهن كنند . و مكروه است كه قبر را خر پشت بسازند ؛ هم چنان كه طريقهء سنّيان است .
يازدهم : آن كه بعد از تسويهء قبر ، آب بر روى قبر بريزند
؛ به اين طريق كه آب ريزنده رو به قبله ايستد و ابتدا از جانب سر گرفته به جانب پا آيد و از جانب پا برگردد تا به جانب سر ، و آن چه بماند در ميان قبر بريزد .
و سنّت است كه ريختن آب از اول تا آخر متصل باشد و منقطع نشود .
دوازدهم : آن كه بعد از آب ريختن ، حاضران كف دست بر قبر گذارند
در حالتى كه انگشتان ايشان گشاده باشد و قوّت كنند كه اثر انگشتان ايشان در خاك قبر بماند .
و سنّت است كه رو به قبله بنشيند و از بعضى روايات « 2 » مفهوم مىشود كه نزديك سر ميّت بنشينند و به هر تقدير ، اين دعا را بخوانند : « اللهمّ جاف الأرض عن جنبيه و أصعد روحه إليك و لقّه منك رضوانا و أسكن قبره من رحمتك ما تغنيه بها عن رحمة من
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ب » : « زادنا » به جاى « زادهم » .
( 2 ) . وسائل الشيعة 3 : 190 ، باب 29 من أبواب الدفن ، ح 3 .