مىفرستد و به درجات عاليهء بهشت رسيدن بدون مصايب دنيويه ممكن نيست .
و در حديث « 1 » وارد است كه هر كه يك فرزند از او برود و صبر كند ، بهتر است از براى او از آن كه هفتاد فرزند از براى او بماند كه همه سوار شوند و در راه خدا جهاد كنند .
و نيز مروى « 2 » است كه هر كه را خدا دوست مىدارد ، بهترين فرزندان او را مىگيرد .
پس مؤمن بايد بر موت فرزندان و ساير خويشان صبر كند و راضى به قضاى الهى باشد و اضطراب و جزع نكند كه از درجهء صابران ساقط شود و مصيبت دنيا را با عذاب آخرت جمع كند .
و جايز نيست كه در موت ديگرى گريبان چاك كند و جامه به درد ، مگر براى پدر و برادر كه گريبان چاك كردن و جامه دريدن در مصيبت ايشان جايز است .
و بعضى « 3 » از براى زنان مطلقا تجويز كردهاند و احوط منع است .
و جايز نيست خراشيدن رو و بريدن و كندن مو و طپانچه زدن بر رو ، و احوط آن است كه طپانچه بر زانو و غير آن نزند . اما گريه كردن جايز است و در آن منعى نيست .
و همچنين جايز است ندبه كردن بر ميّت ، يعنى اظهار كردن نيكىهاى او و شمردن آنها تا مردم طلب آمرزش از جهت او كنند . و نوحه كردن به حق جايز است كه دروغى در آن نباشد و چيزهاى بد از براى ميّت اظهار نكنند .
مسألهء هشتم : سنّت است از براى مسلمانان كه اهل مصيبت را تعزيه كنند و ايشان را تسلى دهند و به صبر و شكيبايى امر كنند و ايشان را از ثواب صابران متذكر نمايند و به اين طريق ايشان را دعا كنند كه : « جبر اللّه وهنكم و أحسن عزاءكم و رحم موتاكم » .
و اقل تعزيه آن است كه بروند تا صاحب عزا ايشان را ببيند ؛ خواه پيش از دفن يا
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة 3 : 243 ، باب 72 من أبواب الدفن ، ح 1 .
( 2 ) . وسائل الشيعة 3 : 244 ، باب 72 من أبواب الدفن ، ح 5 .
( 3 ) . نهاية الإحكام 2 : 289 - 290 ؛ ذكرى الشيعة 2 : 57 ؛ مدارك الأحكام 3 : 155 .