قبر كنند و اگر محرم نباشد ، زن صالحه او را داخل كند و اگر زن هم نباشد ، مرد صالحى او را داخل سازد ، و اولى آن است كه آن مرد پير باشد نه جوان .
و سنّت است كه داخل شدن و بيرون آمدن ، از پيش پاى قبر باشد .
ششم : آن كه چون ميّت را نزديك قبر گذارند
، اين دعا را بخوانند : « اللهمّ عبدك و ابن عبدك و ابن أمتك نزل بك و أنت خير منزول به » . و اگر ميّت زن باشد ، بگويد : « أمتك و ابنة أمتك نزلت بك و أنت خير منزول به » . و چون او را بردارند « 1 » كه به قبر برند ، بگويند : « بسم اللّه و باللّه و على ملّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اللهمّ إلى رحمتك لا إلى عذابك . اللهمّ افتح له في قبره و لقّنه حجّته و ثبّته بالقول الثابت و قنا و إيّاه عذاب القبر » .
و اگر ميّت ، زن باشد بايد ضميرها مؤنث باشد .
هفتم : آن كه چون او را در قبر گذارند ، آن كه داخل قبر شده است
، بندهاى كفن را از جانب سر و پا بگشايد و روى ميّت را باز كند و طرف راست روى او را به زمين رساند و زير سر را از خاك بلندتر كند و خشتى بر پشتش گذارد كه بر پشت نيفتد و مهرى از تربت حضرت امام حسين عليه السّلام يا قدرى از خاك منوّر آن حضرت را در پيش روى او يا بر زير سر او بگذارد ، و اگر قدرى در كفن نيز بگذارد بهتر است .
و سنّت است كه بعضى از دعاهايى كه وارد شده [ را ] بخواند . و همچنين سنّت است كه در آن وقت ميّت را تلقين عقايد حقّه كند . و سنّت است كه به دست راست ، دوش راست ميّت را بگيرد و به دست چپ ، دوش چپ او را بگيرد و او را حركت دهد و آنگاه همان شخص يا ديگرى او را تلقين كند به نحوى كه در كتب ادعيه مذكور است .
هشتم : آن كه قبر را به خشت خام و گل بپوشانند .
و اگر با آجر پخته بپوشانند ، خوب است . ليكن خشت خام افضل است و بايد رخنههاى خشت را محكم كنند كه خاك بر ميّت نريزد .
هامش
( 1 ) . سنّت است خواندن دعاى آخر در وقت فرود آوردن به قبر ، نه در وقت برداشتن و مراد ايشان قدّس سرّه نيز همين است . ( احمد )