تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

دوم : آن كه لحدى در قبر كنده شود از طرف قبله .

و سنّت است كه آن لحد آن قدر فراخ باشد كه كسى تواند در آن نشست . و اگر زمينى سست باشد و نتوان لحد كند ، مانند لحدى از خشت و گل بسازند كه سنّت به عمل آيد .

سيم : آن كه چون جنازه به نزديك قبر رسد

، اگر مرد باشد ، او را نزد پاى قبر بگذارند و اگر زن باشد ، او را در برابر قبلهء قبر بگذارند . و مشهور آن است كه ميّت را زمانى مىگذارند و سه مرتبه او را نقل مىكنند و در مرتبهء چهارم او را داخل قبر مىكنند . و آن چه از اخبار « 1 » رسيده آن است كه چون ميّت را به نزديك قبر رسانند ، او را ناگاه داخل قبر نكنند ، بلكه او را پايين‌تر از قبر به دو گز يا سه گز بگذارند و ساعتى صبر كنند تا ميّت تهيه خود را بگيرد و آنگاه او را داخل قبر كنند . و نظر به اين اخبار ، سه دفعه نقل كردن مستحب نخواهد بود ، بلكه سنّت خواهد بود كه يك مرتبه او را بگذارند ، پس بردارند و به قبر بگذارند .

چهارم : مشهور آن است كه اگر ميّت مرد باشد ، سنّت است كه اول سر او را پيش كنند

و او را سراشيب داخل قبر كنند و اگر زن باشد ، او را از پيش قبله بگيرند و يك نوبت عرضا او را داخل قبر نمايند و او را سراشيب نكنند .

پنجم : آن كه شخصى كه به قبر مىرود كه ميّت را در قبر گذارد

، بندهاى قباى خود را بگشايد و بالاپوش و ردا را بيندازد و سر و پاى خود را برهنه كند . و آن كه داخل قبر مىشود از براى گذاشتن ميّت در قبر ، جايز است كه يكى باشد و جايز است كه متعدد باشد ؛ خواه طاق باشد يا جفت . و مشهور آن است كه اگر ميّت ، مرد باشد ، مكروه است كه خويشان او داخل قبر وى شوند و او را داخل قبر كنند . و آن چه از اخبار « 2 » رسيده آن است كه پدر را مكروه است كه داخل قبر فرزند شود و فرزند و ساير خويشان مانعى ندارد ، كه داخل قبر وى شوند . و اگر ميّت ، زن باشد اولى و احوط آن است كه يكى از محرمان وى او را داخل
هامش
( 1 ) . ر . ك : وسائل الشيعة 3 : 167 ، باب 16 من أبواب الدفن ، ح 1 و 6 . ( 2 ) . ر . ك : وسائل الشيعة 3 : 185 ، باب 25 من أبواب الدفن .