پس احوط در نزد ما و نزد اكثر ، چهار پارچه است كه لنگ و پيراهن و دو سرتاسرى باشد . و فرق اين است كه بنابر آنچه ما اختيار كرديم ، دو سرتاسرى واجب است و لنگ احتياطا بايد زياد شود ، و در نزد اكثر ، لنگ واجب است و يك سرتاسرى بر سبيل احتياط بايد زياد شود .
و از براى ميّت مرد دو پارچهء ديگر سنّت است :
يكى : عمامه كه بر سر وى پيچند و تحت الحنك داشته باشد و دو سر عمامه را از دو طرف تحت الحنك بيرون آورند و بر سينهء ميّت اندازند ؛ چپ را بر جانب راست و راست را بر جانب چپ .
دوم : ران پيچ ، و آن كرباسى است كه عرضش يك شبر و نيم و طولش سه ذرع و نيم باشد به ذرع دست كه آن را بر رانهاى ميّت ، پيچند ؛ به اين طريق كه سر آن كرباس را شق كنند به قدرى كه دو جانب شق را بر كمر ميّت توان بست ، پس به طريق كمربند ، آن دو طرف شق را بر كمر ميّت ببندند و پنبه بسيارى بر عورتين ميّت بگذارند و اگر ميّت زن باشد ، پنبه را بيشتر بگذارند . پس سر ديگر آن كرباس را از عقب از ميان دو پاى او بيرون آورند و در زير آن چه كه بر كمر وى بسته شده بيرون كنند و محكم كنند كه فرج و پنبه [ اى ] را كه گذاشتهاند فروگيرد . و پاها را به هم آورند و رانها را با يكديگر به آن كرباس ببندند و بپيچند تا هر جا منتهى شود ، پس سرش را در آن چه پيچيدهاند فرو برند .
و از براى ميّت زن ، سواى قدر واجب ، سه پارچه مستحب است :
اول : ران پيچ ، به نحوى كه مذكور شد .
دوم : مقنعه كه بدل است از عمامهء مرد .
سيم : پستان بند ، و آن ، كرباس پهنى است كه بر سينهء زن ببندند كه پستانهاى او را بگيرد و دو طرف آن را بر پشتش گره زنند .
و واجب است كه كفن ، حرير محض نباشد ؛ خواه از مرد باشد يا زن . و واجب است كه طلاباف يا طلا و زر نباشد و از پوست نيز نباشد . و بهتر آن است كه از پشم و
تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٠٤