مسألهء هفدهم : اگر ميّت محرم باشد ، غسل كافور و حنوط از او ساقط است .
و مخفى نماند كه سواى آن چه از مستحبات غسل مذكور شد ، چند امر ديگر سنّت است : « 1 »
اول : آن كه در وقت غسل دادن ، ميّت را بر تختهاى بخوابانند به نحوى كه روى او به جانب قبله باشد ؛ به طريق احتضار .
دوم : آن كه پيراهن ميّت را از طرف پا بيرون كنند و اگر تنگ باشد ، به اذن ورثه بشكافند . و اگر وارث صغير باشد ، شكافتن جايز نيست .
سيم : آن كه او را در زير سقفى يا خيمهاى غسل دهند كه در برابر آسمان نباشد .
چهارم : آن كه اول انگشتان ميّت را به مدارا نرم كند و اگر دشوار باشد و خوف شكستن باشد ، ترك كند .
پنجم : آن كه اول عورت ميّت را سه مرتبه به كفّ سدر و اشنان بشويد و در وقت عورت شستن ، لتّه بر دست ببندد كه دستش به عورت نرسد و آب بسيار ريزد تا پاك شود ، بلكه در هر يك از دو غسل ديگر ، عورت را سه مرتبه به آب همان غسل بشويد بعد از آن كه دستمالى بر دست پيچد .
ششم : آن كه سر و ريش ميّت را پيش از غسل به آب سدر بشويند .
هفتم : آن كه در دو غسل اول ، پيش از شروع در غسل ، دست بر شكم ميّت گذارد و به نرمى و هموارى به پايين كشد كه اگر فضله باشد بيرون آيد ، و اگر چيزى بيرون نيايد باز مخرج را بشويد . و اگر زن حامله باشد و خوف افتادن طفل باشد ، دست بر شكمش نكشد .
هشتم : آن كه غسل دهنده پيش از هر يك از سه غسل ، دستهاى خود را تا مرفق بشويد .
هامش
( 1 ) . مخفى نماند كه امور مستحبّه كه مذكور شده دليلى بر مستحب بودن بعضى از اينها به نظر نرسيده ، مثل اين كه بايد غسّال دست خود را در هر سه غسل تا مرفق بشويد و بايد در جانب راست ميّت بايستد و غير اينها ، ليكن چون مقام استحباب است و بسيارى از فقها فرمودهاند مسامحه در ذكر خلاف شد . ( احمد )