بگيرد ، به تفصيلى كه در مضطربه به حسب عدد نه وقت ، مذكور خواهد شد . بنابراين آن چه از ايّام كه زياده بر اين عدد است كه در آن نماز را ترك كرده ، بايد آن را قضا كند .
مسألهء ششم : زنى كه « مبتدئه » باشد
، خواه به معناى اول ، يعنى آن كه نوبت اول خون ببيند و خواه به معناى دوم ، يعنى آن كه پيشتر خون ديده ، اما به حسب هيچ يك از وقت و عدد ، عادتى از براى او استقرار نيافته ، هرگاه خون ببيند ، رجوع به تميز مىكند اگر صاحب تميز باشد ؛ يعنى خون او مختلف باشد به اين كه بعضى مشابه حيض باشد و بعضى نباشد ، پس هر خون كه به صفت و شباهت حيض باشد ، آن را حيض قرار مىدهد و به مجرد ديدن آن ، نماز و روزه را ترك مىكند .
و بعضى « 1 » گفتهاند : سه روز احتياط مىكند و ترك عبادت نمىكند و بعد از سه روز ترك مىكند .
و اقوى اول است .
و هر خونى كه به صفت استحاضه باشد ، آن را استحاضه قرار مىدهد . و اگر تميز مفقود باشد و خون او هميشه به يك طريق باشد ، سه روز احتياط مىكند و عبادت را ترك نمىكند و بعد از سه روز ، عمل حايض مىكند . پس اگر خون او بيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود ، همان را حيض قرار مىدهد و روزهء همهء آن ايّام را حتّى سه روزى كه در آن ، عبادت را ترك نكرده بود قضا مىكند . و اگر از ده روز تجاوز كند ، پس اگر تميزى از براى او حاصل شده باشد ، رجوع به آن مىكند و آن چه از خون به صفت حيض است حيض قرار مىدهد و باقى را استحاضه قرار مىدهد .
و اگر تميزى به هم نرسيده باشد و باز خون او به يك طريق باشد ، ايّام حيض خود را به طريق ايّام عادت زنانى گيرد كه از اقوام و خويشان اويند از جانب « 2 » پدر يا مادر ،
هامش
( 1 ) . شرائع الإسلام 1 : 21 ؛ المعتبر 1 : 213 .
( 2 ) . بدان كه در خويشان و اقوام ، فرقى ميان خويشان زنده و مرده نيست ؛ پس هرگاه خويش زنده نداشته باشد رجوع به عادت خويشانى كه مردهاند مىكند . ( احمد )