تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
اول : اين كه در حين فرو شدن به آب ، اين قدر فاصله شود كه از دفعهء عرفى بگذرد ؛ يعنى در زير آب بسيار بماند به حدى كه از دفعهء عرفى زيادتر شود . پس بعد از گذشتن از دفعهء عرفى اگر جزئى از بدن شسته نشده باشد ، شستن همان جزء كافى است و اعادهء غسل لازم است . و بنابراين ، آن چه بايد تخليل شود ، يعنى آب به زير آن رسانيده شود ، چون محاسن و موهاى سر و امثال آن ، بايد پيش از گذشتن دفعهء عرفى ، تخليل آن به عمل آيد . و اگر اين قدر صبر كند كه از دفعهء عرفى تجاوز كند ، مجرد تخليل ، كافى نيست و بايد غسل اعاده شود . دوم : آن كه از آب بيرون آيد ؛ زيرا كه بعد از بيرون آمدن از آب ، ارتماس - كه عبارت است از فرو شدن در آب - تمام شده و اگر چه هنوز از دفعهء عرفى تجاوز نشده باشد . و بنابراين بعد از بيرون آمدن از آب اگر عضوى تخليل نشده باشد ، بايد غسل را اعاده كند . و مجرد تخليل آن در بيرون آب كافى نيست ، خصوصا هرگاه آن را مسح كند يا آب على حده به آن ريزد ؛ زيرا كه آب ريختن يا مسح كردن ، دخل [ ى ] به ارتماس ندارد ؛ به اعتبار آن كه ارتماس ، فرو كردن عضو است در آب . بلى ، اگر پيش از تجاوز دفعهء عرفى ، سر را از آب بيرون آورد ، بعد از شسته شدن جميع اجزاى آن و بعضى از اجزاى بدن كه داخل آب است ، تخليل نشده باشد و آب به آن نرسيده باشد ، اگر آب [ را ] به آن برساند ، هم چنان كه در ميان آب است ، يمكن « 1 » كه كافى باشد .

مسألهء پنجم : جايز است كه كسى در زير باران يا ناودان يا آبشار و امثال آن بايستد و غسل كند

. و حق اين است كه اين قسم از غسل ، غسل ارتماسى نيست ، بلكه ترتيبى است . پس واجب است كه بعد از نيّت ، ابتدا دست در سر و گردن خود بمالد ، كه آن آبى كه بر آن ريخته مىشود ، به همهء اجزاى سر و گردن برسد و بعد از آن ، دست به طرف راست بمالد كه آب به همهء اجزاى آن برسد و بعد از آن ، دست به طرف چپ كشد تا يقين شود كه آب به همهء اجزاى آن رسيده است .
هامش
( 1 ) . در نسخهء « الف » : « ممكن است » .