بينى و باطن گوش ، شستن آنها لازم نيست . ( پس ، از گوش ، اصل سوراخ آن كه از اجزاى باطنه است ، شستن آن لازم نيست ) « 1 » و ساير اجزاى آن واجب است كه شسته شود و اگر چه بعضى از اجزاى آن به جهت حايل بودن بعضى از اجزاى ديگر نمايان نباشد . و اگر گوش را سوراخ كنند جهت حلقه ، آن چه از سوراخ كه ظاهر و نمايان نيست ، شستن آن بنابر اقوى واجب نيست .
فصل چهارم در مسائلى چند كه تعلّق به غسل دارد
:
مسألهء اول : در غسل ترتيبى ، موالات ، يعنى پىدرپى شستن لازم نيست .
پس جايز است كه كسى سر را در صبح بشويد و ساير بدن را در آخر روز .
مسألهء دوم « 2 » : اگر كسى در ميان آب ايستاده باشد
و خواهد غسل ترتيبى كند ، بايد در وقت شستن هر عضوى آن را از آب بيرون آورد و آب بر آن ريزد يا بعد از بيرون آوردن به قصد غسل ، آن عضو را به آب فرو برد . و در غسل ترتيبى جايز است كه سر و گردن را بشويد و بعد از آن ، طرف راست را به آب فرو كند كه شسته شود و بعد از آن ، طرف چپ را فرو برد . و اگر در ميان آب ايستاده باشد و سر و گردن را و آن چه ديگر از دوش او بيرون آب است بشويد ، پس طرف راست را حركت دهد به قصد غسل به همان آبى كه در آن ايستاده ، آنگاه طرف چپ را به همين قصد حركت دهد ، غسل او صحيح است . اما هرگاه بر آن چه بيرون است آب بريزد و آن چه در آب است ، قصد
هامش
( 1 ) . در نسخهء « الف » موجود نيست .
( 2 ) . آن چه فرمودهاند كه بايد كسى كه در ميان آب ايستاده است و مىخواهد كه غسل ترتيبى كند ، هر عضوى را از آب بيرون آورد و آب بر آن ريزد ، شكى در آن نيست و صحيح است . و احوط آن است كه در غسل ترتيبى ، عضو را به قصد غسل به آب فرو نبرد . و همچنين احوط آن است كه اجتناب كند از شستن سر و گردن و بعد طرف راست و چپ را به آب فرو بردن . و همچنين احوط آن است كه اگر در ميان آب باشد آن چه بيرون است [ را ] بشويد و طرف راست و چپ را به قصد غسل حركت دهد ، بلكه بايد آب بر آنها ريخته شود . ( احمد )