شستن آن را كند به آبى كه بر دوش ريخته يا به آبى كه در آن ايستاده ، بدون حركت ، غسل او بىصورت است .
مسألهء سيم : جايز است در غسل كه كسى به يكدفعه به آب فرو رود
، و اين را غسل ارتماسى گويند ، و در آن ، ترتيب لازم نيست . و ظاهر كلام بعضى « 1 » از متأخّرين دلالت مىكند بر اين كه در ارتماسى لازم است كه جميع بدن از آب بيرون باشد و در بيرون ، نيّت كند و بىفاصله به آب داخل شود و فرو رود .
و حق آن است كه اين لازم نيست ، بلكه اگر در ميان آب ايستاده باشد و نيّت كند و سر به آب فرو برد ، به نحوى كه آبى كه ملاقى بدن او بود متبدل شود و بدن از آن آب ، منتقل به اجزاى ديگر از آب شود ، غسل او صحيح است . بلكه اگر سر به آب فرو برد بدون نيّت غسل و در زير آب نيّت غسل كند و از آن موضع از آب ، منتقل به موضعى ديگر شود و از آب بيرون آيد ، غسل ارتماسى او صحيح است . و در وقت غسل ارتماسى اگر در ميان آب باشد و پاهاى او بر زمين چسبيده باشد ، بايد در وقت فرو رفتن ، پاها را از زمين حركت دهد تا آب بر كف پاها بگذرد . پس اگر هر دو پا يا يك پا بر زمين چسبيده باشد به نحوى كه بعد از فرو رفتن ، آب بر آن نگذرد ، غسل او باطل است .
مسألهء چهارم : هرگاه بعد از تمام شدن غسل
، معلوم شود كه به جزئى از بدن ، آب نرسيده ، اگر غسل او غسل ترتيبى باشد ، بايد همان موضع را با ما بعد آن بشويد . و اگر غسل ارتماسى باشد ، واجب است كه غسل را اعاده كند . و مخفى نيست كه چون در غسل ارتماسى شرط است كه در يك دفعهء عرفى به عمل آيد ، يعنى لازم است كه به نحوى به آب فرو رود و همه بدن خود را به آب رساند كه در عرف گويند ، دفعة همهء اعضاى خود را داخل آب كرد .
و بنابراين ، فارغ شدن از غسل ارتماسى به يكى از دو چيز حاصل مىشود :
هامش
( 1 ) . ذخيرة المعاد : 3 ؛ الحدائق الناضرة 3 : 81 و 82 .