قصد همه را بكند و يك غسل كند و آن يك غسل از همه كافى خواهد بود ؛ خواه آن غسلها كه بر او جمع شده همه واجب باشند يا همه سنّت ، يا بعضى واجب و بعضى سنّت باشند . و اگر نيّت مطلق كند و يك غسل به نيّت قربت تنها يا قربت با رفع حدث و استباحهء نماز به عمل آورد و تعيين هيچ يك را نكند به جهت فراموش كردن يا به جهت عدم استحضار و التفات در حين غسل ، آن يك غسل از همه مجزى است . و اگر بعضى را تعيين كند و بعضى را تعيين نكند به جهت فراموش كردن يا به جهت ملتفت نشدن در حين غسل ، پس اگر قصد جنابت كند ، از ساير غسلهاى واجب و سنّت مجزى است بنابر اشهر و اقوى ؛ به شرطى كه قصد داخل نبودن آن غسل ديگر را بكند . پس اگر غسل جنابت و جمعه بر او باشد و در وقت غسل كردن قصد جنابت بدون جمعه كند و نيّت او چنان باشد كه بعد از اين ، غسل جمعه بكند ، ظاهر آن است كه آن غسل از جمعه مجزى نباشد . و اگر قصد غير جنابت كند ، همان غسلى را كه قصد كرده صحيح است . و احوط آن است كه از براى غسلهاى ديگر به آن اكتفا نكند .
و اگر خواهد به يك غسل اكتفا كند ، قصد همه بكند ؛ خواه آن را كه قصد كرده غير از غسل جنابت از غسلهاى واجب باشد يا غسل سنّت باشد ، و خواه مابقى را كه قصد
هامش
- سنّت . و اگر نيّت بعضى را بكند و نيّت بعضى ديگر را نكند به جهت عدم التفات ، بايد آن بعضى را كه نيّت نكرده دوباره به عمل آورد ؛ خواه آن بعضى را كه نيّت كرده غسل جنابت باشد يا غير آن . و اگر به جهت فراموشى آن بعض باشد ، يعنى داند كه بايد غسلى غير از آن چه نيّت كرده به جا آورد ، و ليكن نداند كه آن ، چه غسل است ، پس اگر نيّت آن چه را فراموش كرده به عنوان اجمال بكند ، ظاهرا كفايت است ، و الّا كافى نيست . و اگر نيّت هيچ يك را نكند ، بلكه نيّت مطلق به قصد قربت بكند ، و آن نمىشود ، مگر در صورتى كه داند كه غسلى چند بر او هست ، و ليكن همه را فراموش كرده باشد ، پس در اين صورت اگر نيّت مجموع آن چه را فراموش كرده بكند به اين نحو كه بگويد : غسل مىكنم قربة الى اللّه و غرض او تداخل مجموع اغسال فراموش شده باشد ، باز ظاهر كفايت است . و اگر نيّت بعضى را بكند به اين نحو كه نيّت كند : غسل مىكنم قربة الى اللّه ، و غرض او بعضى از اغسال فراموش شده باشد ، خواهد بعضى ديگر را دوباره بكند به اين ، پس ظاهر بطلان غسل او است ، به جهت اين كه نيّت بعض غير معين ، صورتى ندارد . ( احمد )